« امّا آنچه دريافتن وى از بيرون باشد » ، « 1 » حواس پنجگانه است [ يا هشتگانه و از ] « 2 » آن جمله : يكى قوت بصر است ، و آن قوتيست مركب « 3 » در عصب مجوّف كه حال وى در علم تشريح معلوم « است » ، « 4 » ( و آن ) « 5 » ادراك كند صورتى ( را ) « 6 » كه « اندر » « 7 » رطوبت جليدى افتد .
« دويم » « 8 » قوت سمع است و « آن » « 9 » قوتى است مركب در عصب متفرق « در سطح اندرون گوش ، و او » « 10 » ادراك كند « مر صورتى را » « 11 » كه آنجا رسد بتموّج هوا . « امّا سيّم » « 12 » قوت شم است و « او » « 13 » قوتيست مركب [ در آن ] « 14 » دو جسم كه از مقدّم دماغ بيرون « آمدهاند » « 15 » مانند دو سر
هامش
( 1 ) - ح د ل : و اما آنچه دريافتن وى از خارج باشد و آن - ح : و اما آنچه دريافتن وى از خارج باشد از .
( 2 ) - از نسخهء آ ساقط شده - ف : يا هشتگانه بود و از .
( 3 ) - « مركّب كمعظّم . . . چيزى اندر چيزى نشانده . ركّبه تركيبا ، برهم نشاند آن را . يقال ركّبت الفصّ فى الخاتم و النصل فى السهم . » ( منتهى الأرب ) . شيخ رئيس در اين مورد در كتابهاى معاد و شفا و نجاة و قانون لغت « مرتب » استعمال كرده است .
( 4 ) - نسخ ديگر شود .
( 5 ) - ل د م س ح افزوده .
( 6 ) - آ ل د م س ف افزوده .
( 7 ) - نسخ ديگر : در .
( 8 ) - ف : دوّم - نسخ ديگر : و يكى ديگر .
( 9 ) - ف : او .
( 10 ) - س آ : در سطحى كه در اندرون گوش است - ح س ف : در سطحى كه اندرون گوش است - ل د م : در سطحى كه اندر گوش است .
( 11 ) - آ ح : صوتى - نسخ ديگر : صورتى را .
( 12 ) - ل : و ديگر - س آ : و يكى ديگر - ف : سهام .
( 13 ) - ح : اين - ل د م س آ : آن .
( 14 ) - نسخ ديگر ندارد .
( 15 ) - ف : آيذ - ح ل د م : آمده است - آ س : آمده باشد .