تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
« معقول بعقل » « 1 » بر سبيل اتحاد « 2 » است « يا چون اتحاد » « 3 » و نشايد كه « عاقل را گمان » « 4 » افتد كه [ همه لذت ] « 5 » در آن « چيز » « 6 » بسته است كه ( در ) « 7 » حق « خر و گاو » « 8 » موجود است از لذت « خوردن و جماع كردن و جواهر فلكى را نه لذت خوردن و جماع كردن و نه راحت و نه حالى چون قياس آن خوشى كه خر و گاو را باشد ، كلّا و حاشا ، بل حال ايشان را بر لذت و طينت هيچ قياس نباشد با اين حال خسيس » « 9 » .
هامش
( 1 ) - م د ح ل : معقولات - س آ : معقول بمعقول .
( 2 ) - شيخ در اينجا تصريح « باتحاد عاقل و معقول » نموده است و در رساله معاد : « اذا العقل و المعقول و العاقل شيء واحدا و قريب من الواحد » ، رجوع شود بكتاب نجاة ص :
( 3 ) - م د : يا خود چون اتحاد است - ف ندارد - س آ : او كالاتحاد - ح : يا چون اتحاد است .
( 4 ) - م د : عقل را كمالى - ح : عقل را كمال - س آ : بظنّ .
( 5 ) - م د ح ل ندارد - س آ ف : همه لذات .
( 6 ) - ف م د ح ل : معانى .
( 7 ) - ف م د ح ل س آ افروده .
( 8 ) - ف م د ل ح : بهائم - س آ : گاو خر .
( 9 ) - م د ح : مباشرت و خوردن و خفتن و لذت ملكى را لذت و راحت نه بر قياس لذه بهيمى باشد كلا و حاشا بل احوال ايشان را در كمالات و لذّات و طيبات خويش هيچ نسبت نتواند بود بدين احوال خسيس ردّى - ف : مباشرت و خوردن و جواهر ملكى را لذت و راحت نه بر قياس لذات و راحات كمال بهيمى باشد كلّا و حاشا بل احوال انسان را در كمالات و لذّات و طيبات خويش نسبت نتواند بود و اين احوال خسيس و دنى است - س آ : خوردن و جماع كردن و غيره و جواهر فلكى را نه لذت است و نه راحت و نه حالى چون قياس كنيم از خوشى چون حال خر و گاو و حاشا و كلا بل حال انسان را در لذت و راحت هيچ قياس نباشد بدين حال خسيس .
رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 83 | أبو علي سينا