تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
باشد كه هستى او معلوم ديگر كيفيت لذت نباشد » « 1 » چون حال عنّين كه « قوت جماع » « 2 » ندارد « در حق لذت جماع و داند كه هست لكن كيفيت آن ندارد » « 3 » و حال آن كس كه [ كر باشد و ] « 4 » قوت سمع ندارد در [ حق ] « 5 » اصوات موزون ( همچنين ) « 6 » . پس نفس « انسان » « 7 » و قوت عقلى كه [ وى ] « 8 » اصل اين قوتهاست ،
هامش
( 1 ) - م د : باشد تا هر قوتى كمال او بهتر باشد كه اين لذات در كمالى باشند كه هستى او معلوم باشد لكن كيفيت لذت معلوم نباشد - - ح : باشد با هر قوتى كمال او بهتر باشد كه اين لذات در كمالى باشد كه هستى او معلوم باشد لكن كيفيت لذت معلوم نباشد و - ف : باشند با هر قوتها كه كمال تمامتر باشند و ادراك او قوىتر هر آينه لذت او بيشتر باشد و بهتر باشد كه اين لذت در كمال باشد كه هستى او معلوم باشد لكن كيفيت لذت آن معلوم نباشد - آ س : قوتى است كه كمال وى تمامتر است و صافىتر و بيشتر و بوى بهتر توان رسيدن و چون چنين باشد قوت كيفيت وى بيشتر باشد و لذت بهتر باشد كه اين لذت در كمالى باشد كه هستى او او را معلوم باشد و لكن كيفيت لذت معلوم نباشد .
( 2 ) - م د ح ل : از لذت مباشرت خبر ندارد - ف : قوت مباشرت .
( 3 ) - م د : تا كيفيت و لذت آن بداند و لكن داند كه هست - ح : يا كيفيت و لذت آن نداند و لكن داند كه هست - ف : تا كيفيت لذت آن نداند و لكن داند كه هست - س آ : مانند اصل نسخه متن ولى افزوده : داند كه لذيذ است .
( 4 ) - م د ل ح ف ندارد .
( 5 ) - م د ح ل ندارد .
( 6 ) - م د س آ افزوده .
( 7 ) - م د ح ل ف : انسانى .
( 8 ) - آ س م د ح ل ف ندارد .
رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 80 | أبو علي سينا