تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
( سؤال ) « 1 » ؛ و اگر « كسى سؤال كند كه چرا كسى كه آن علوم همه » « 2 » دريابد ، « او را » « 3 » لذتى نباشد چون لذت « جماع و اكل و او را از جهل و ضدّ علم الم » « 4 » نباشد . ( جواب ) « 5 » ؛ گوئيم ( كه ) « 6 » اين مقدمه بر « اين وجه مسلّم نيست بلكه چون » « 7 » نفس « عالم را صفائى باشد » « 8 » از كدورات اين عالم « وى را لذّت و راحت باشد از دريافتن علوم » « 9 » و ليكن بدان سبب كه با قوتهاى جسمانى « اتصال » « 10 » دارد و « بافعال و اثرها بر وى » « 11 » مشغول « است او را » « 12 » شعور « تام نتواند بود » « 13 » بدان لذت [ و سعادت چون نفس
هامش
( 1 ) - م د ح ف افزوده
( 2 ) - م د ل ح : كسى گويد كه چرا چون اين علوم را - ف : گويد كسى چرا اين علوم را همه - س آ : كسى سؤال كند و گويد چرا كسى كه اين علوم .
( 3 ) - م د ل : آن را .
( 4 ) - م د ل ح ف : مباشرت و اكل و همچنين از جهل كه ضد علم است المى - س آ : اكل و جماع و او را از جهل و ضد علم المى .
( 5 ) - م د ل ح ف س آ افزوده .
( 6 ) - م د ل افزوده .
( 7 ) - س آ : بر وفق استعار است بل .
( 8 ) - م د ح : عالم را صفا حاصل شود - ف : عالم را صفائى حاصل شود - س آ : عالم چون او را صفائى باشد .
( 9 ) - م د : از ادراك آن علوم لذت و راحت باشد - ح ف : او را از ادراك آن علوم لذت و راحت باشد - س آ : وى را لذت باشد و راحت از دريافت علوم .
( 10 ) - ف : اتصالى .
( 11 ) - م د ل ح ف : و بافعال و آثار او - س آ : و به دو .
( 12 ) - م د ل : باشد آن را - ح ف : باشد و او را - س آ : باشد وى را .
( 13 ) - م د ل ح ف س آ : تمام نباشد .