معلوم شد كه قوهء عقلى تعلق بجسم و بمادت جسمى ندارد » « 1 » .
« و اگر سائل اعتراض كند و گويد » « 2 » چون نفس مردم ( را ) « 3 » در تحصيل علوم و تصور معقولات بقوتهاى جسمانى حاجت « ندارد » « 4 » ، چرا چون مرضى در تن پديد آيد ، ( آن ) « 5 » علمها ( در تن ) « 6 » فراموش شود « تا چون سنّ به پيرى رسد » « 7 » علمها مختل شود .
جواب ( دهيم و ) « 8 » كوئيم ، چون معلوم شد ببرهان روشن كه نفس مردم « جوهرى عقلى است و مجرد است » « 9 » از مادّت ، پس « اين » « 10 » حالها را علّت « بايد طلبيدن » « 11 » . و علت « اين آنست » « 12 » كه نفس
هامش
( 1 ) - ف : قوتهاء بدنى فاتر شود و قوت عقل در آن قوت گيرد . بس معلوم شد كه قوت عقلى تعلق بجسم و بمادت جسمى ندارد - س آ : برحسب اختلاف مزاج بدن و احوال بدن قوت عقلى آن به قوت قوت گيرد كه مردم بچهل سال رسد . پس معلوم شد كه قوت عقلى تعلق بجسم و مادت جسم ندارد - م د ل ح : برحسب اختلاف مزاج بدن و احوال بدن و قوت عقلى « آنگاه » قوت گيرد كه مردم بچهل سال رسد . پس معلوم شد كه قوت عقلى بجسم و ماده جسم تعلق ندارد . - از اول : « يا بسبت وجود . . . » كه در بالاى آن علامت ستاره گذارده شده تا اينجا در اصل نسخه متن اشتباها در صفحه 6 ضمن باب چهارم نوشته شده است .
( 2 ) - ف : و اگر سائلى اعتراض كند و گويد - س آ : سؤال ، اگر سائلى گويد و اعتراض كند - ح م ل د : اگر سائلى پرسد و اعتراض كند و گويد كه .
( 3 ) - ف افزوده .
( 4 ) - ف : نيست .
( 5 ) - م د ح ل افزوده .
( 6 ) - ف افزوده .
( 7 ) - ف : ياقوت بيرى رسد - د م س آ : يا چون پيرى رسد - ح : و يا چون سن پيرى رسد ولى اصل نسخهء متن درست نيست .
( 8 ) - م د ل ح افزوده .
( 9 ) - ف : جوهريست عقلى مجرد - ح م د : جوهر عقليست و مجردست - س آ : جوهرى عقلى و مجرد است .
( 10 ) - م د ل ح : آن .
( 11 ) - آ : طلب بايد كردن .
( 12 ) - ف : اينست - ح م د ل : آن آنست .