سيار كند « متصل آن را فتورى اندر آيد و ضعيف » « 1 » شود و چون مدرك قوى در « يابد » « 2 » در آن وقت مدرك ضعيف « در نتواند يافت » « 3 » چون قوت بصر « در حق روشنائى آفتاب در وقت يافتن ضوء آفتاب روشنائى ديگر در نتواند يافتن » « 4 » و قوت « عقل » « 5 » بر خلاف اين حالست .
و همچنين « قوتهاى بدنى اثر ضعيف در او پديد آيد » ، « 6 » چون مردم از سنّ نشو درگذرد ، و اين » حال بيش از چهل [ سال ] « 7 » باشد ، تا چون مردم بچهل [ سال ] « 8 » رسد ، « برحسب اختلاف مزاج بدن و احوال بدن ، و قوت عقل آن وقت قوت گيرد چون مردم بچهل سال برسد . پس
هامش
( 1 ) - م د ل : بر دوام آن آلت را فتور درآيد و ضعيف - ف : متصل آن را فتور درآيد و ضعف حاصل - آ س ح : بر اتصال آن را فتور درآيد و ضعيف .
( 2 ) - م د ل س آ : آيد - ف ح : يابد .
( 3 ) - س آ ح : در نتواند يافتن - م د ل : را نتواند يافتن .
( 4 ) - م د ل : در حق روشنائى آفتاب كه در وقت يافتن ضوء آفتاب روشنائى ديگر در نتواند يافتن - ح : در حق روشنائى آفتاب در وقت تافتن ضوء آفتاب روشنائى ديگر در نتواند يافتن - از ف آ س ساقط شده .
( 5 ) - م د ل ح س آ : عقلى .
( 6 ) - ف : در قوتهاء بدن اثر ضعيف پديد آيد - س آ : قوتها بدنى را اثر از ضعف بديد آيد - ح : قوتهاء بدنى را اثر ضعيف درو بديد آيد - م د ل : قوتهاى بدنى را اثر ضعف درو پديد آيد .
( 7 ) - ف ندارد .
( 8 ) ف ندارد .