تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
« و ثقل باشد در حق نفس عاقله آن معقولات » « 1 » ، و اين [ بر ] « 2 » مثال كسى باشد كه او را « حاجت آيد به چهار پاى و آلت تا » « 3 » به جائى « شود » « 4 » ، براى مقصودى ، ( و ) « 5 » چون آنجا رسد ، چهار پاى و « آلت هم ثقل شود » « 6 » به روى ، و مانع « باشد » « 7 » از استمتاع به مقصود . [ و ] « 8 » حال نفس « عاقله با بدن و قوتهاى بدنى هم » « 9 » برين مثال است ( در بدن ) « 10 » [ كه نموده شد ] « 11 » ( و اللّه اعلم ) « 12 » .
هامش
( 1 ) - ف : و ثقل باشد در حق نفس عاقله - آ س : نفس عاقله را از معقولات - ح : و ثقل باشد در حق نفس عاقله از معقولات - م د ل : و ثقيل باشد در حق نفس عاقله از معقولات .
( 2 ) - نسخ ديگر ندارد .
( 3 ) - آ س : وى را حاجت باشد به چهار پاى يا آلتى كه - ف : او را به چهار پاى حاجت آيد و آلتى تا - م د ح ل : و را حاجت باشد به چهار پاى و آلاتى تا .
( 4 ) - م د ل ح : رود .
( 5 ) - م د ف افزوده .
( 6 ) - ف : و آلت همه ثقل بود - م د : و آلات همه ثقيل شود - ح : و آلات همه ثقل باشد - س آ : و آلت همه ثقل باشد .
( 7 ) - س آ : باشند - ف : شود - ح م د : باشد .
( 8 ) - نسخ ديگر ندارد .
( 9 ) - ف : عاقله با قوتهاء بدن - آ س : با بدن و قوتهاى بدنى هم .
( 10 ) - م ف افزوده .
( 11 ) - نسخ ديگر ندارد .
( 12 ) - م د ح افزوده