تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
( علوم ) « 1 » معلوم شود . و « قسم سيم » « 2 » آنست كه « مقدّم‌ها به چيزى كه نه جزوى بود » ، « 3 » از محسوسات حاصل كند بمعاونت معنى قياسى ؛ چون بحسّ دريابد محمولى كه ما دام لازم باشد از موضوعى ، حكم كند و گويد « كه اگر » « 4 » اين « اتفاقى » « 5 » بودى ، در همهء اوقات « يا در بيشتر » « 6 » اوقات با يكديگر « بنمودندى » « 7 » . پس معلوم شد كه اين ملازمت از قوتى است كه در موضوع موجود است كه از آن قوت اين فعل [ آيد ] « 8 » در « بيشتر » « 9 » اوقات ، چون سقمونيا « 10 » كه ما حكم كنيم كه مسهل صفر است ( و ) « 11 » اين
هامش
( 1 ) - از اصل نسخهء متن ساقط شده .
( 2 ) - ح ل : و سيم قسم - د : و سيوم - ف : قسم سوم - آ س : و سوم قسم .
( 3 ) - د م ح ل : مقدم‌هايى كه نه جزئى بود - آ : چون نشانه جزوى - س : چون متشابه جزوى - ف : مقدمها به چيزى .
( 4 ) - م ف : كه - آ : اگر .
( 5 ) - س آ : اتفاق .
( 6 ) - م د ح : يا در بيشترين - ف : يا در - آ س ندارد .
( 7 ) - م د ح : نبودى - آ : بودندى - س ف : نبودندى - ظاهرا نبودى يا نبودندى صحيح است ، چنان كه در كتاب معاد : « و اما القياس فلانه لو كان اتفاقيا لما وجد دائما أو في اكثر الامر » ، رجوع شود بصفحه 298 كتاب نجاة .
( 8 ) - ف ندارد .
( 9 ) - نسخ ديگر : بيشترين .
( 10 ) - سقمونيا بالضم محموده و يفتح و يمد فيهما ؛ و آن عصاره نباتيست كه بيخ آن را قطع نموده اطرافش را از خاك خالى كرده برگها فرش كنند تا از اندرون آن رطوبت لبنى بر برگها جمع شده خشك شود و آن را باسم نباتش خوانند ، ضرر آن معده و احشاء را زايد از ساير مسهلاتست . . . و نيز سقمونيا صابون است بلغت يونانى ( منتهى الأرب ) . فردوس الحكمه : السقمونيا و هو حار يابس و خاصته اسهال الصفرا و اجوده الأوراق الصابى السريع ، چاپ برلن .
( 11 ) - د م ح آ س ندارد - نسخ ديگر افزوده .