تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله نفس ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠

باب ششم در بيان [ كيفيت ] « 1 » استعانت نفس به بدن ( و ) « 2 » شرح آن « قوت كه وى را حاجت باشد بدين استعانت و آن وقت كه مستغنى باشد ازين استعانت و آن وقت كه بدن ضرر كند و مانع باشد نفس را از مقصود خويش » « 3 »

چون درست شد كه نفس « عاقل جوهرى » « 4 » عقليست و وجود « وى » « 5 » مادّى نيست . اكنون پيدا « كنيم كه انتفاع او بقوتهاى حيوانى كه جسمانى است چگونه است » « 6 » . انتفاع « وى بقوتهاى حيوانى آنست كه جزويات محسوس كه از طريق حواس به خيال رسد ، قوت » « 7 » عقل را از آن چهار چيز فايده باشد ( و حاصل كند ) « 8 » : يكى « آنكى كلّىها را كه معقول باشند » « 9 » از جزويّات
هامش
( 1 ) - ف ندارد .
( 2 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 3 ) - م د ح ل : وقت كه وى را حاجت باشد بدين استعانت و آن وقتى كه مستغنى شود ازين استعانت و آن وقتى كه بدن ضرر كند نفس را و مانع باشد از مقصود خويش - ف : وقتى كه او را حاجت نباشد با آن استعانت و آن وقتى كه از آن مستغنى باشد و آن وقت كه بدن مانع نفس ناطقه باشد از مقصود او - آ : وقت كه وى را حاجت باشد بدين استعانت و از وقتى كه مستغنى شود ازين استعانت و آن وقتى بدين ضرور كند و مانع باشد .
( 1 ) - ف ندارد .
( 2 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 3 ) - م د ح ل : وقت كه وى را حاجت باشد بدين استعانت و آن وقتى كه مستغنى شود ازين استعانت و آن وقتى كه بدن ضرر كند نفس را و مانع باشد از مقصود خويش - ف : وقتى كه او را حاجت نباشد با آن استعانت و آن وقتى كه از آن مستغنى باشد و آن وقت كه بدن مانع نفس ناطقه باشد از مقصود او - آ : وقت كه وى را حاجت باشد بدين استعانت و از وقتى كه مستغنى شود ازين استعانت و آن وقتى بدين ضرور كند و مانع باشد .
( 4 ) - ف : ناطقه جوهر - آ ح : عاقله جوهرى - م د : عاقله جوهر .
( 5 ) ف : او .
( 6 ) - از ف ساقط شده - س آ : شد كه انتفاع وى بقوتهاء حيوانى كه جسمانيست چگونه است .
( 7 ) - ف : بقوتهاء حيوانى آنست كه جزويات محسوس از راه حواس به خيال رسد و - از آ ساقط شده .
( 8 ) - م د ل ح افزوده .
( 9 ) - ف : آنك كليات معقول - آ : از كليات معقول و - م د ل ح : كليات معقول .