تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 86

مساهمون:

صمقدمه ٨٦
ترديد نيست كه تعريف آن با چند كلمه ميسّر نيست ولى شايسته است هر نوع تفحّص وتجسّسى را كه با كشف مباني مكتب أصفهان وظهور وتجلّى آن ارتباط دارد با تبعيّت از انديشهء أستاذ بىبديل حكمت الهى عرفانى يعنى ابن عربى اندلسى كه در قرن سيزدهم مىزيسته مرتبط دانست واين تفحّص وتجسّس در نحوهء تفكّر اماميّه بالأخص بتوسّط ابن أبي جمهور وارد شده است . اين اظهار كه در نظر جمعى شگفت‌انگيز وتحريك‌آميز مىرسد وگروهى ديگر آن را با شور وحرارت استقبال مىكنند ، يعنى اين موضوع كه « تصوّف أصيل ومسلّم همان تشيّع است وتشيّع واقعي همان تصوّف مىباشد » چگونه در آثار متفكّر عاليقدر قرن پانزدهم يعنى سيد حيدر آملي در كتاب أو بنام جامع الاسرار مندرج گرديده ؟ . بزعم اين جانب تنها يك صوفي إيراني مىتواند چنان مطلبي را بزبان آورد . هنوز وقت آن فرا نرسيده كه بتوان مشى اساسى را كه در مكتب أصفهان به آميزش وپختگى مشرب‌هاى ابن سينا ، وتصوّف واشراق وتشيّع اماميّه منتهى گرديده تشخيص داد وتقدير نمود . در هر حال ، اين خصائص بزرگ با خطوطى كه سيماى معنوي ميرداماد را ترسيم مىكند ارتباط وتقارن دارد . ميرداماد مانند فيلسوفى پر ابهام ، بويژه بعنوان فيلسوف مرموز وغامض شهرت ومعروفيّت داشته ودارد . ولى دو بيان واعتراف پر هيجان وخلسه‌آميز وى مبيّن آنست كه شخصيّتى جز فيلسوف داشته است . بعبارت صحيح‌تر ، بمنظور حفظ توافق خود با مشرب خاص أو ، بايد بگوئيم كه اگر وى فيلسوفى كامل بوده بعلّت آنست كه فلسفه أو تا بسر حدّ تجارب خلسه‌آميز هدايتش نموده واگر وى عارفي كامل بوده بسبب آنست كه تجربهء أو وى را در تأليف وتدوين فلسفه‌اى كه با خلسه وجذبه مربوط است يارى بخشيده وايده‌آل وكمال مطلوب سهروردى ، طابق النّعل بالنّعل در اين امر مكنون است . ميرداماد را مىتوان مظهر وآيت وطليعهء فكر ونبوغ إيراني تلقى نمود . ولى اشتهار وى بعنوان يك فيلسوف غامض ومرموز ، از داستان مختصرى كه