تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 84

مساهمون:

صمقدمه ٨٤
تعليم وتعلّم كرده‌اند ونام اينان براي حكيم مزبور آشنا ومعروف است ولى أغلب دسترسى بآثار آنان پر زحمت ودشوار مىباشد . از ميان ما نيز عموم كساني كه در يكى از عصرهاى پر لطف فصل خزان نخستين سراشيب‌هاى جنوب شهر صفاهان را پيموده وبراي مواجه شدن با منظرهء پر شكوه وعظمت آن بهر جانب توجّه نموده‌اند ، با آندره‌گدار هماهنگ گرديده ونظر أو را در اين مورد كه درك كامل هنر وحقيقت روح إيراني « بدون حصول علم بجمال ومحسّنات نافذ واثر بخش اين شهر » امرى محال است ، خواهند پذيرفت . عين عبارات آندره‌گدار چنين است : « أصفهان ، مرموز واسرارانگيز ، در ميان صحارى خلوت منفرد ووحيد مانده ، بنحوى اعجازآميز زيب وزيور يافته ، صاحب تاريخي عظيم ، وحتّى بهتر وبرتر از تولد « 1 » وآران خوئز « 2 » تصوير وسيماى شور وهيجان در عالم خلوت وعزلت مىباشد » . عبارت « شور وهيجان در عالم عزلت وخلوت » برازنده‌ترين عبارات براي تجسّم خصايص وخصايلى نظير تجارب عرفانى ميرداماد كه بعدا از ماجراى آن بنحو مشروح سخن خواهيم راند مىباشد . بارى بكوشيم تا اندكى بهمراه اسناد حكمت الهى خود در أصفهان ، در اين « مدينهء فاضلهء معنوي » كه هنوز بسيارى از وجوه ومناظر آن مصون ومحروس مانده نفوذ يابيم . براي ما انتخاب هادي وراهنمائى به از اين امكان‌پذير نيست . در وهلهء أول بايد از نام وآثار ومصنّفات ، از معلّمين ومتعلّمين أو اطلاع حاصل نمائيم ، حصول اين اطلاعات براي درك دو اعتراف نامه پر شور وخلسه‌آميزى كه براي ما بيادگار گذاشته ضروري است . آنگاه مشاهده خواهيم كرد كه در قلب اين مدينهء فاضلهء معنوي ، يكى از زيباترين وصميمىترين اسرار معنويّت وروحانيّت إيران را مىتوان دريافت وبعيان نظاره كرد . قبل از هر چيز زمينهء پنهانى را كه شخصيّت اين أستاذ وحكيم الهى در روى آن نمودار است طرح افكنيم . لقب معروف ومشهور أو معلّم ثالث است . بديهي است
هامش
( 1 ) -Tolede
( 2 ) -Aranchuez