تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 74

مساهمون:

صمقدمه ٧٤
بخصوص فرق ميان لا بشرط قسمي ولا بشرط مقسمى به شرح بيان شده است . أو مىگويد : لا بشرط قسمي عموم تناولى دارد در صورتي كه عموم لا بشرط مقسمى تناولى نيست يعنى شامل افراد وجزئيات ومتشخّصات نيست . ودر « وميض آخر » يعنى پايان قبس سخن از اين موضوع است كه انسان عالم كبير يعنى شخص عالم با نظام جملي آن هر چند از جهت انتساب بفاعل حق ثابت الذات وحاصل الوجود است ولى از لحاظ ذات خويش از دو جهت هالك وباطل است . يكى بطلان ذاتي من حيث هي هي وديگرى عدم دهري واقعي صريح كه قبل از فيضان ذات حق متعادل وايجاد ابداعيات . يعنى در متن عرش سرمد جز ذات حق تعالى كه حاق واقع است شخص عالم معدوم بوده است . واين عدم واقعي وصريح است . وهمين است معنى حدوث دهري عالم . قبس ششم : در اين قبس سخن از متصل بودن زمان وحركت واينكه هر متصل ممتدى ناگزير متناهي است وبىنهايت عددي در حوادث زماني كه متعاقب يكديگر هستند ناممكن وباطل است : در ومضه نخست بدو طريق بر متصل ومتناهي بودن زمان استدلال شده است . وسرانجام نتيجة گرفته مىشود كه جوهر فرد يا به زبان ديگر جزء لا يتجزى امكان ندارد وهر جوهر فارد متحيّز ناگزير ممتد در جهات وقابل تجزيه در وهم خواهد بود . ودر « وميض آخر » از اين قبس سخن در اين است كه امتداد زمان همانند امتداد حركت كه منشأ زمان است مىباشد وامتداد فلك كه حامل حركت است مستدير مىباشد ونبايد توهم شود كه امتداد زمان مستقيم است همانند امتداد خطوط وسطوح . ودر آخر نحوهء تجزيه وهمى زمان را به آنات وساعات وغيره بيان مىدارد وروشن مىسازد كه فرض مبدأ در زمان به چه طريق صورت مىگيرد . بارى اين قبس را جمعا چهارده « ومضه » است كه ومضه سوم شامل يك وميض است وومضه هشتم مشتمل بر ده « وميض » وومضه دوازدهم داراى يك وميض وومضه چهاردهم را بيست ويك « وميض » است . قبس هفتم : در اين قبس همان طور كه داماد در آغاز آن تصريح مىكند بعض شكوك