داراى سى وسه « وميض » است . موضوع سخن « اثبات جواهر عقلية وترتيب نظام عالم وجود در دو سلسلهء بدو وعود يا قوس نزول وصعود » است . در ومضهء نخست سخن از حقيقت تناقض است . در اين ومضه داماد مىگويد كه حقيقت تناقض عبارتست از تقابل سلب وايجاب چنان كه در علوم مختلف وبخصوص علم ما وراء طبيعة به اثبات رسيده است . اين معنى در حقيقت از نسبتهاى متكرر از دو طرف است يعنى يكى از دو مفهوم رفع مفهوم ديگر است وبعبارت ساده نقيض هر شئ رفع آن شئ است واين يا در عقود است يا در مفاهيم مفرده ودر هر دو مورد رفع هر يك نقيض ديگرى است . پس اگر مفهوم أول سلبى باشد نقيض آن نيز سلبى است يعنى رفع سلب مثلا نقيض « لا انسان » « لا لا انسان » است ونقيض قضية سالبه نيز سلب همان سلب است .
البتّه لازمه سلب سلب ايجاب است . بنا بر اين لازم نيست اخذ مفهومين در متناقضان ايجابي باشد .
ودر طي ومضات ديگر نظام ومراتب موجودات بيان شده است وسرانجام در « وميض آخر » اين قبس به چند آية از جمله
وَالصَّافَّاتِ صَفًّا
.
فَالزَّاجِراتِ زَجْراً .
فَالتَّالِياتِ ذِكْراً .
ونيز :
وَالنَّازِعاتِ غَرْقاً .
وَالنَّاشِطاتِ نَشْطاً .
وَالسَّابِحاتِ سَبْحاً
. الخ استناد شده وداماد مىگويد كه : مراتب روحانيات وطبقات ملائكة در اين آيات بيان شده است وبه همين جا قبس را ختم مىكند .
قبس دهم :
در اين قبس كه آخرين فصل كتاب است از « قضا وقدر » وچگونگى دخول « شرور » در قضاى الهى وحقيقت دعا وأجابت آن واينكه برگشت همه أمور در آغاز وانجام به خداست ، سخن رفته است . اين قبس جمعا مشتمل بر پنج ومضه ويك تختمه ويك ختام تختمه ويك ختم الختام است وآخرين عنوان كتاب « توصية ودعاء » است .
و « ومضه پنجم » شامل سى وشش وميض وتختمه وختام تختمه جمعا داراى هفده وميض