آنان بيشتر توجّه به أفلاطون وأرسطو دارد وكوشش مىكند همچون فارابى ميان آراء اين دو فيلسوف تلفيق دهد ودر اين مورد سخن را چنين آغاز مىكند : اما حكمت أفلاطون الهى وشش فيلسوف سابق بر أو كه حكيمان هفتگانهء اصلى بشمار مىآيند وكساني كه دنبالهء آراء آنان را گرفتند معتقدند كه انسان كبير كه عالم أكبر است با جميع اجزائش از ابداعيات وكيانيات يعنى همه آنچه كه در عالم خلق وامر است از هيولانيّات وقدسيّات حادث وغير سرمدىاند وخداوند بارى تعالى مبدع وصانع آنهاست .
معلم مشائيان يوناني أرسطو گروهى از شريكان وياران أو مانند شيخ يوناني ( پلوتن
Plotinus (
وابرقلس
) Proclus (
وثامسطيوس
) Themistius (
وإسكندر افروديسى
) Alexandes of Aphrodisias (
وفرفوريوس
) Porphyry (
وهم سلكان آنان معتقدند كه پارهاى از عالم أكبر مانند اشخاص مبدعات وطبائع أنواع وأجناس مطلقا قديم الوجود وسرمدي الدوام هستند وخداوند بارى تعالى صانع آنهاست ولى شخصيّات مكوّنات هيولانى كه ذات ووجودشان مرهون امكان استعدادي است حادثاند وخداوند بارى فعال صانع آنهاست . أو سپس مىگويد هر صاحب بصيرتي در اين شك ندارد كه حريم نزاع حدوث ذاتي نيست زيرا حدوث ذاتي با دليل وبرهان براي همهء ممكنات ثابت شده وهمهء حكيمان بر آن اتّفاق دارند ونمىتوان نفى آن را به حكيمى همچون أرسطو واقران أو كه همه از خردمندان هستند نسبت داد ، وحدوث زماني هم نمىتواند محل نزاع باشد زيرا زمان جزئي از عالم است كه حدوث آن مورد بحث است وچگونه مىتوان حدوث زماني را براي جهان بزرگ به فيلسوفانى همچون أفلاطون نسبت داد . پس آنچه كه از مذهب أرسطو مورد پذيرش عقل است اينست كه خداوند بزرگ مقدّم بر بعض اجزاء عالم أكبر يعنى مبدعات است به نحو تقدّم ذاتي بر حسب مرتبه عقلي فقط نه تقدّم انفكاكى در وجود بحسب حاق واقع . بنا بر اين عالم از أو متخلّف است در مرتبهء عقلي بحسب حدوث ذاتي آن نه در متن أعيان خارجي از لحاظ ذهن وأو مقدم است بر بعض اجزاء ديگر از عالم أكبر يعنى مكوّنات به نحو تقدّم ذاتي در مرتبهء عقلية به جهت حدوث ذاتي