ديگر اينكه به أو اين گمان بسته آمد آن عبارتى بود كه در كتاب السماء والعالم آورده بود كه همه چيزها را آغازى زماني نيست واز اين گمان بردند كه أو معتقد به قدم عالم است .
أو سپس از قول شهرستانى در نهاية الاقدام في علم الكلام نقل مىكند كه مذهب همهء أهل حق اينست كه عالم محدث ومخلوق است وخداوند آن را احداث وابداع كرده بعد از آنكه نبوده است : « كان اللّه ولم يكن معه شئ » وبزرگان حكمت وقدماي فلاسفه همچون ثالس وانكساغورس وانكسيمانس « 1 » ملطيان وفيثاغورس وانباذقلس وسقراط وأفلاطون از أهل آتن ويونان بر اين مطلب اتّفاق دارند وگروهى از پيشينيان وشاعران وناسكان نيز بر همين عقيدة بودهاند وسپس از قول همان شهرستانى در الملل والنحل نقل مىكند كه گفته قول به قدم عالم وازليت حركات پس از أرسطو پيدا شد زيرا أو بصراحت با گذشتگان مخالفت كرده وگفتار خود را بر أساس قياسهائى قرار داده كه خود آن را حجّت دانسته است « 2 » وشاگردان أو همچون إسكندر افروديسى وثامسطيوس وفرفوريوس نيز بر طريقهء أو گام نهادهاند وبر قلس كه منتسب به أفلاطون است در اين
هامش
( 1 ) ابن ميمون مىگويد : « اما انا فلا شك عندي في ان تلك الآراء التي يذكرها أرسطو في هذه المعاني اعني قدم العالم وعلة اختلاف وحركات الأفلاك وترتيب العقول كل ذلك لا برهان عليه ولا توهم أرسطو يوما قط ان تلك الأقاويل برهان . دلالة الحائرين از انتشارات دانشكده إلهيات دانشگاه آنكارا ، آنكارا 1974 ، ض 319 .
( 2 )Anaximenesدر كتاب انكسيمايس ضبط شده است .