مسأله كتابي ساخته وشبهات « 1 » اين مسأله را ياد كرده است .
أو در اين باره اشاره به متكلّمان معتزله واشاعره مىكند واز آنان به عنوان :
« المتكلفين لما لا يعنيهم المسمّون بالمتكلّمين » ياد مىكند وعقيدهء آنان را در مورد اينكه ميان خداوند بارى تعالى وآغاز عالم عدم موهوم أزلي سيال ممتد بوده است از تكاذيب وتلاعيب وهم ظلمانى وتصاوير وتخاييل قريحهء سوداوى مىخواند .
ودر پايان به بررسى گفتههاى ابن سينا در شفا ورسالهء أو در قدم عالم ونجات ومبدأ ومعاد وتعليقات مىپردازد ومىگويد كه أو هم معتقد بوده است براهينى كه بر نفى حدوث اقامه شده جدلى است به اين معنى كه مقدّمات آن مشهوريّات غير برهانيّات ومسلمات غير محقّقات است .
ميرداماد در كتاب قبسات ألفاظ وتعبيرات نادر وغريب را بسيار بكار برده وطلّاب ودانشجويان هميشه از دشوارى عبارات مير در آثارش شكايت داشتهاند شايد به همين جهت بوده كه در زمان حياتش يكى از شاگردان برجستهء أو يعنى سيد احمد علوي در صدد شرح وايضاح مشكلات قبسات بر آمده است . سيد أحمد بن زين العابدين علوي عاملي از دانشمندانى است كه تسلّط فراوانى به آثار شيخ الرئيس أبو على ابن سينا داشته وحواشي بر شفاى شيخ نوشته است كه قسمتى از آن را دانشمند ارجمند سيّد - جلال الدين آشتيانى در جلد دوم از « منتخباتى از آثار حكماى الهى إيران از عصر ميرداماد
هامش
( 1 ) - براي آگاهى از شبهات برقلس رجوع شود به الملل والنحل شهرستانى ، به تصحيح احمد فهمي قاهره 1367 ه . ق . ج 2 ص 429 ونهاية الاقدام في علم الكلام شهرستانى به تصحيح آلفرد گيوم لندن 1934 ، ص 415 ونيز به كتاب الأفلاطونية المحدثة عند العرب با اهتمام عبد الرحمن بدوي قاهره 1955 ، ص 34 . ظاهرا برقلس معنى أزلي بودن را درباره « خدا » و « عالم » يكسان بكار نمىبرده بلكه دربارهء خداوند وعاء ازليت را « دهر » ودر مورد عالم « زمان » مىدانسته است . رجوع شود به مقالة لأبي الخير الحسن بن سوار البغدادي في ان دليل يحيى النحوي على حدث العالم أولى بالقبول من دليل المتكلمين أصلا . مآخذ پيشين ص 247 .