تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 140

مساهمون:

صمقدمه ١٤٠
وتقدم بالوجود ويا در ستر بگوييم تقدم بالعلية را هم ناگزير بپذيريم « 1 » مراد از تقدم بالماهية تقدم عقلي يك ماهيت بر ماهيت ديگر است ؛ في المثل ماهيت حيوان عقلا ومنطقا بر ماهيت انسان متقدم است ويا ماهيت خط بر ماهيت مثلث تقدم دارد . همين نمونه‌ها با يك تفاوت دربارهء تقدم بالطبع يا تقدم وضعي هم صادق است « 2 » . اين تفاوت آنست كه ماهيت من حيث ماهيت تنها در مرتبهء عقلي وذهني وجود دارد ( امرى مفهومي است ) وما بازائى در عالم واقع وجودي ندارد ، مگر آنكه به وجود بيايد . وقتي در عالم خارج به وجود آمد ، ضمائم خارجي گرد أو را مىگيرند وملازمش مىشوند ، ولى وجود بحت عقلي اين ماهيت را همواره مىتوان از اين ضمائم جدا كرد ومستقلا مطالعهء نمود « 3 » . از سوى ديگر ، تقدم بالطبع ، اگر چه هنوز در مرتبهء عقلي جاى دارد ، ولى به يك معنى اشاره به وجود خارجي دارد ؛ مثلا وجود مثلث مستلزم وجود خط است ، ولى استبعادى ندارد كه خط همزمان ، ونه قبل از مثلث وجود داشته باشد . سرانجام تقدم علت را بر معلولش همگان پذيرفته‌اند . در واقع معلول هرگز در مرتبهء وجودي علتش نيست ، ولى عكس آن صادق است . اين پديده « همزمانى - با - تقدّم » را در تقدم بالماهية وتقدم بالطبع هم باز مىبينيم . في المثل خط ومثلث مىتوانند همزمان وجود داشته باشند ، البتة خط جدا از مثلث نيز مىتواند باشد ، ولى چنين جدايى وانفكاكى در مورد علت ومعلول ممتنع است . تقدم علّى با تقدم طبعى اين اشتراك را دارد كه هر دو ما بإزاء خارجي دارند - در واقع ما بإزاء خارجي علت همان وجود واجب ضروري است ، زيرا علّت فاعلى تام است كه ضرورة معلول را پديد مىآورد - البتة تقدّمى كه در اينجا از آن سخن مىگوييم ، تقدم عقلي است « 4 » . تا كنون از اين سه تقدم در مرتبهء عقلي سخن گفتيم ، زيرا در عالم امكان ميان
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - همان ، ص 63 ، س 10 تا ص 64 ، س 21 .
( 3 ) - همان ، ص 47 ، س 15 تا ص 49 ، س 3 .
( 4 ) - نگاه كنيد به يادداشت شماره 33 ونيز ص 68 ، س 18 به بعد .