تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 138

مساهمون:

صمقدمه ١٣٨
ذاتي وجود ندارد : پس تمام أوليات بايد در مرتبهء دهر با هم حادث شده باشند . اين سخنى غير منطقي است كه بگوئيم برخى ازليات واقعا قبل از برخى ديگر در وعاء دهر حدوث يافته‌اند ، هر چند كه البتة در مرتبهء حدوث ذاتي برخى بر ديگران تقدم دارند . ازليات در حدوث نفس الامرى خود ، با هيچ مانع ورادعى مواجه نمىشوند ، مانع ورادعى كه بر سر راه امكان ذاتي نشسته است ، وحتى امكان استعدادي هم أزين مانع بركنار نيست ، چرا كه قوه واستعداد طالب فعليت است ونيازمند زمان « 1 » . اين همه ، بر ميرداماد ، ثابت مىكند كه ملاك وپايگاه وجود در دهر است ، بدين معنى كه حادث شدن پس از عدم غير متكمم زماني همان حدوث ذاتي است ؛ وچون هر چيز جز ذات بارى نشانهء اين گونه حدوث را بر خود دارد ، به موجب اين طبع دوگانه ، طبعى كه از تركيب وجود وماهيت پديد آمده ، هر چيز جز ذات بارى [ ما سوى اللّه ] ناگزير وجودش در دهر است نه سرمد وجز وجود حق تعالى هيچ وجودي در سرمد نيست . ميرداماد بيگمان با اين گام در رأى ابن سينا تعديلى اساسى وارد كرد ، ولى البتة اين تعديل را به يك معنى نظريهء خود ابن سينا در باب صدور وفيضان ممكن ساخته بود نظريه‌اى كه در آن ذات بارى بسيط مطلق است واز وجود بحت بسيط جز يك وجود بحت بسيط پديد نمىآيد ، وصادر أول ، يا عقل أول ، يكسره بسيط مطلق نيست وسرانجام اينكه هم عقول وهم أفلاك أزلي هستند ، با اين تفاوت كه أفلاك مسبوق به عدم صريح‌اند ، ولى مسبوقيت عقول اعتباري است . شك نيست كه ميرداماد در اين نظريهء خاص ابن سينا تغيير اساسى وارد كرد ، ولى برداشت كلى أو از مفهوم حدوث دهري بگمان من ، با آنچه ابن سينا در ذهن داشت ، هماهنگ است . كل انديشه‌اى كه در پشت مفهوم امكان از نظر ابن سينا نهفته است ، چيزى جز جدا كردن قطعي واجب الوجود از ما سوى اللّه نيست ودر اين ميان عقول كلى هم مستثنى نيستند . ابن سينا تأكيد مىكند كه وجود أصيل ووجود طفيلى هرگز حقيقت
هامش
( 1 ) - همان ، ص 220 . س 11 تا ص 222 ، س 6 .