مفهوم ومصداق وميان وجود ذهني ووجود عيني دوگانگى پديدار است . ولى وقتي به بارى تعالى مىرسيم وجود أو را عين ماهيتش مىبينيم ، دوگانگى در أو راه ندارد ، هر چه هست يگانگى وجود بحت بسيط است « 1 » . با اين تفصيل ، اين قول كه عالم عقلا يا ذاتا متأخر از خداست ، لزوما با قول ديگرى كه عالم را وجودا متأخر از خدا مىداند ، يكسان ويكى مىشود ، همين تأخر وجودي ، ونه صرفا تأخر ذاتي عالم در مقابل ذات بارى است كه باعث مىگردد جهان در هستى واقعي خود ، نه در عالم اعتبار ، از وجود حق منفك شود وضرورة مسبوق به عدم صريح والبتة بىزمان ، گردد . پس جهان وهر چه در آنست لزوما در دهر هستى دارند ونه در سرمد :
تقدم هستى علت ، بويژه علت جاعلى فاعلى ، بر هستى معلول مجعول ، در مرتبهء عقلي ، تقدم ذاتي است ؛ واين سخن از فطريات عقول روشن بين وأذهان راستانديش است وجميع حكماء وعقلاء بر آن متفقاند . معلول در مرتبهء هستى علت فاعلى موجود نيست ، چرا كه وجود از هستى علت به ذات معلول مىرسد ؛ ولى البتة ميان علت ومعلول ، در مرتبهء معلول - در متن عالم واقع ، ونه صرفا در عالم اعتبار [ لا بحسب مرتبه ذات العلة ] - همزمانى وجودي [ معية في الوجود ] هست .
پس عالم أكبر با تمام اجزاء نظام كلىاش ، يكسره متأخر از مرتبهء هستى خالق وصانع [ ذات الباري الفعال ] ، جلّ ذكره ، است . وچون روشن شد كه وجود أصيل در متن أعيان عين ماهيت بارى تعالى وعين حقيقت اوست . پس مرتبهء عقلي ومرتبهء وجود عيني در آنجا يكسان ويكى است وموجوديت أو در حاق كبد أعيان ومتن خارج أذهان يكسره با مرتبهء وجود عيني در آنجا عقلي هستى أو برابر است . در واقع موجوديت متأصل در حاق أعيان ومتن خارج در عالم ربوبي ، در مثل به منزله مرتبهء ذات انسان وماهيّت عقل در عالم امكان است .
پس تأخر عالم از مرتبه عقلي هستى الهى كه تأخر معلوليت ( در مقابل علت )
هامش
( 1 ) - همان ، ص 49 ، س 5 تا ص 51 ، س 9 .