تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 131

مساهمون:

صمقدمه ١٣١
وجود دارد وبا امكان صرف ذاتي كه خاص معدومات است . تفاوت مىكند ) ، از حيث آنكه امكان استعدادي است ، ملزوم به همنشينى با حركت است . وزمان مقتضى آن زمان عدم حصول فعليت مستعد له است در حال استعداد . تقدم قوه بر فعليت آن ، تقدم متكمم [ كميت پذير ] زماني است . پس صرف اين امر ، وجود استعداد ومادة حامل آن وامر مستعد له را در كنار هم . در همزمانى دهري مستحيل نمىنمايد . تقدم مادة واستعداد آن بحسب حصول در دهر . تقدم بالطبع است ( همچون سبق وتقدم عدد دو بر سه ) نه تقدم صريح ( واقعي ) دهري ( مثلا مثل سبق وتقدم علت بر معلول ) « 1 » . پس امكان استعدادي ، از حيث آنكه امكان استعدادي است ، در قياس با وجود مستعد له . نه با حدوث دهري آن منافاة دارد ( چرا كه در كنار هم امكان وجود دارند ) ونه نيازمند به آن است . در اين صورت گوييم طبع امكان ذاتي ( در قياس با امكان استعدادي ) خود مانع ازليت وجود ( ممكنات ) در دهر است ، چرا كه ( وجود ) مستعد له ، از حيث آنكه امكان صرف است ، سزاوار حدوث ذاتي واز حيث آنكه امكان استعدادي است ، سزاوار حدوث زماني است . در اين صورت چيزى كه با امكان استعدادي به وجود مىآيد ( وجود مادي زماني دارد ) حدوث زماني وازليت دهري را در خود جمع مىكند . والبتة شك نيست هيچ كسى جز آنان كه از نصيب عقل بىبهره‌اند واز قريحهء سالم بركنار ، خود را در ورطه تجويز اين موضوع نمىافكند « 2 » . از قطعه‌اى كه در بالا نقل كرديم واز قطعات قطعي وقاطع كتاب است ، اين نكته بوضوح بر مىآيد كه هر كدام از سه مرتبهء وجود ، منطق خاص خود را دارد وهمين منطق را بر مظروف خويش تحميل مىكند ، هر چند كه در ميان اين مراتب البتة رابطه على هم برقرار است . نخست وبرتر از همه . مرتبه سرمد است كه وعاء يا ظرف وجود ذات بارى است ؛ در اين مرتبة البتة ماهيات أشياء هم « وجود دارند » . ميرداماد كه بر
هامش
( 1 ) - درباره تقدم طبعى نگاه كنيد به يادداشت 32 و 33
( 2 ) - القبسات ، ص 226 ، س 3 - 14