تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 129

مساهمون:

صمقدمه ١٢٩
امر زماني نيست واگر بخواهيم آن را بر حسب زمان بسنجيم ، ناچار بايد بگوييم وجود وعدم در ظرف دهر « با هم » اند . اين سبق وتقدّم البتة امر اعتباري هم نيست كه بگوييم حدوث در دهر همان حدوث ذاتي است كه قبلا بدان اشاره كرديم . در واقع ميرداماد در مقابل همين تقدم اعتباري محض عدم بر وجود بود كه نظريهء حدوث واقعي ونفس الامرى خود را در وعاء دهر پيش نهاد ، نظريه‌اى كه ميان خدا وجهان از نظر وجودي انفكاك وگسستگى مىانداخت . در واقع در نظريهء حدوث ذاتي يا تقدم عقلي واعتباري - البتة اعتباري محض - عدم شئ بر وجود آن تناقضى نهفته نيست ( همان گونه كه تقدم زماني عدم بر وجود نيز تناقضى ندارد ) ، زيرا مراد از عدم در اينجا خود شئ است ، في نفسه وبالذات ، كه علّت ( وجودي ) آن را لحاظ نكرده‌ايم ، وحال آنكه شئ وقتي محصّل وموجود است كه علت ( وجودي ) آن را اعتبار كنيم . از آنجا كه اين دو حيثيت ، يعنى حيثيت عدم وحيثيت وجود ، با يكديگر تفاوت دارند ، تناقضى در اين ميان به چشم نمىخورد ، چرا كه در تناقض وحدت تمام جنبه‌ها شرط است . در اينجا اين نكته را هم اضافه كنيم كه لفظ « منطقي » كه ما در اين مقاله [ در ترجمهء عند الذهن ، عقلي ، اعتباري ] بكار مىبريم ، نادرست است ، زيرا تناقض منطقي أعم از شرط است ودر آن شرط لحاظ نمىشود . آقاى جلال الدين آشتيانى نظريهء حدوث دهري ميرداماد را نظريه‌اى متكلفانه مىداند وبر آنست هر چه را كه مير مىخواست با حدوث دهري بيان كند ، با حدوث ذاتي قابل تبيين است « 1 » . البتة آشتيانى حدوث ذاتي را دقيقا به همان معناى متداول كه امرى
هامش
( 1 ) - آشتيانى ، منتخبات ، ص 8 ، حاشية 2 ؛ ص 9 ، ح 1 ؛ ص 11 ، س 17 به بعد ؛ ص ص 12 ، س 8 به بعد ، ص 15 ، س 15 ، وبويژه پاراگراف دوم همين صفحه كه به « يك نوع حدوثى » قائل مىشود ، ولى حدوث دهري ميرداماد را نهايتا همان حدوث زماني مىداند ( « پس از حدوث زماني دست بايد كشيد » ) ؛ ونيز در ص 16 ، س 14 حدوث ذاتي را « به حسب مرتبه عقلي موجود » مىداند . [ عين قول أستاذ آشتيانى در پاراگراف دوم صفحه 15 چنين است : « اگر [ مير ] بخواهد رفع قدم از وجود ما سوى اللّه بنمايد رفع قدم زماني كه محال است پس از اثبات حدوث زماني دست بايد كشيده و [ به ] يك نوع حدوثى . . . قائل شد . . . واين همان حدوث ذاتي يا امرى شبيه به آنست باسم ديگر . » ، م ] .