نمود . سپس پرده از برابر ديدگان دلم بركنار شد وپىبردم كه حقيقت امر درست بر عكس آن است كه قوم بر آن بودهاند . سپاس خداوند را كه مرا به نور فهم از ظلمات وهم بيرون آورد ، وبا طلوع خورشيد حقيقت ، ابرهاى شك وشبهه را از آسمان دلم زدود ، ومرا در حيات دنيوي واخروى بر قول ثابت بداشت . [ اينك برآنم ] كه وجودات ، حقايق اصيلاند ، وماهيات همانا أعيان ثابتهاند كه رايحهء وجود به مشامشان نخورده . وجودات جز اشعهء نور حقيقي ووجود قيومى - جلت كبرياؤه - نيست . ليكن هر يك از اين وجودات را نعتهايى است ذاتي ومعاني عقلي كه به ماهيات نامبردارند » .
بدينسان ملا صدراى شاگرد ، طرفدار نظريهاى شد كه نقطه مقابل نظر استادش ميرداماد بود . از آن زمان به بعد ، اين اختلاف نظر همچنان بر تاريخ حكمت وفلسفهء اسلامى در إيران اثر گذاشته ، وحكما را به دو اردوگاه تقسيم كرده است . واين مسأله همچنان مطرح ومورد بحث واحتجاج است .
القبسات — صفحة مقدمه 120
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
صمقدمه ١٢٠