تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 119

مساهمون:

صمقدمه ١١٩
مىشوند . ماهيت محصول نقش مفهوم‌سازى ذهن ، يعنى عقل است . صور پديدارى حقيقت ، كه في نفسه هيچ واقعيت وحقيقتي از آن خود ندارند ، با تعمل ذهن ( عقل ) به هيأت حقايق ملموس در مىآيند . در حقيقت ماهيات چيزى جز اعراض يك حقيقت واحد كه وجود است ، نيستند . ما در تعبيرات عرفى خود مىگوييم « فلان گل وجود دارد » . گويى يك ماهيت خاص جزئي ( گل بودن ) بعنوان يك حقيقت ثابت وسابق واز پيش برقرار بوده ، وگويى اين حقيقت ثابت خود را در ساحت تجربى ادراك ما تحقق بخشيده ، ولذا كيفيت خاص موجوديت را به خود پذيرفته است . از نظر كساني كه طرفدار اصالت وجوداند ، قول به اينكه « فلان گل وجود دارد » ودرك آن به شيوهء عرفى همانا تحريف ساختار واقعيت / حقيقت است . براي بدست دادن تصويرى از واقعيت / حقيقت ، بهترست - با تخطى از عرف عادى زبان - بگوييم « هستى در صورت عرضى يك گل خود را مىهستاند » يا كوتاهتر : « هستى به صورت يك گل مىهسند » . بدينسان در مورد نخستين پرسش ما راجع به حقيقت هستى شناختى ويا عدم حقيقت وجود وماهيت ( « اينكه كداميك از اين دو جزء عقلي يك موجود تجربى وطبيعي ، ما بإزاء حقيقي در جهان خارج دارد ؟ » ) ، متفكرانى كه قائل به اصالت وجوداند ، بدون ترديد پاسخ مىدهند كه وجود أصيل است ، يعنى « تحقق خارجي » دارد وماهيت اعتباري است يعنى فقط در ذهن حقيقت دارد . اين نكته شايان ذكر است كه ملا صدرا بعنوان شاگرد برجسته ميرداماد ، در جوانى دقيقا پيرو عقيدهء أستاذ وقائل به نظريه « اصالت ماهيت » بود ، ولى بعدها مدافع سختكوش نظريهء مخالف ، يعنى اصالت وجود گرديد . وچنان كه در يكى از آثارش اشاره مىكند « 1 » اين نقطهء عطف ، وتغيير عقيدهء فلسفي ونيز روحاني براي أو بوده . چنان كه مىگويد : « بنده در زمانهاى گذشته مدافع پر شور نظريهء تأصل ( - اصالت ) ماهيت ، واعتباريت وجود بودم ، تا آنكه پروردگارم مرا به راه آورد وبرهان خويش به من
هامش
( 1 ) - المشاعر . تصحيح هانرى كربن . تهران ؛ پاريس ، 1965 ، ص 35