تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 118

مساهمون:

صمقدمه ١١٨
در ذهن باز تافته است . در تاريخ فلسفهء اسلامى ، اين برداشت نخستين بار توسّط سهروردى ، مؤسس حكمت اشراق ، تنظيم وتنسيق صريحى يافت . ميرداماد در اين مسأله پيرو وفادار سهروردى است . بدون پرداختن به جزئيات مفصل ، مىتوان گفت كه « اصالت ماهيت » يك موضع فلسفي است كه مبتنى بر برداشت شهودي از أعيان ثابتهء ابدى است ؛ يا به عبارت ديگر دريافت عرفانى از ماهيات ما وراء محسوس أشياء است . اين مشرب همانا افلاطونيگرى است . وفقط در نزد افلاطونى مشربان راسخ ، اعتبار فلسفي دارد . قول به « اصالت وجود » ، هم يك نوع شهود عرفانى است ، جز اينكه اين دريافت . از قماش قول به مثل افلاطونى نيست . مثل افلاطونى ماهيات ثابتهء أزلي وابدى اشياءاند . اگر أصولا دريافت شهودي آنها ممكن باشد ، بايد در حالت تأملى به شهود آنها پرداخت كه در آن تأمل بر اثر آرامش وبىحركتى مطلق . نوعي آگاهى ومعرفت حاصل گردد . بر عكس ، تجربهء درك ودريافت مربوط به « اصالت وجود » ، شهود پوياى يك حقيقت پويا است . در اينجا مراد از شهود ، مراجعهء مشخص است با نيروى خلاقهء سر ريز « حيات » كيهانى ، وغرق شدن در فيضان فراگير آن ، واين عمل پويندهء نيروى خلاقه‌اى كه در سراسر عالم وجود سريان يافته ، يا به تعبير ديگر لحظه به لحظه وبدون يك لحظه وقفه ، عالم وجود را نو به نو پديد مىآورد . دقيقا همان چيزى است كه « وجود » نام دارد . وجود با اين برداشت ، يك نيروى پوياى كيهانى است كه دائم التحوّل است وبه صورت تعداد نامتناهى از چيزهاى مختلف در مىآيد ، ولى في نفسه از أزل تا به ابد همان كه بود باقي مىماند . وجود با اين برداشت واين دريافت شهودي ، از نظر كساني كه قائل به اصالت وجوداند ، تنها حقيقت است . أشياء مختلف ومتخالفى كه اين حقيقت از خود پديد مىآورد ، ودر آنها جلوه‌گر مىگردد ، چيزى جز صور ظاهري ( پديدار ) آن نيستند . همين صور ظاهري يا پديدارى هستند كه در اصطلاح فلسفي ماهيت يا ماهيات ناميده
القبسات — صفحة مقدمه 118 | السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )