صرفا نه از آن روى حادث است كه وجودش مسبوق به اين نوع « عدم ذاتي » است - واين خود برداشت عقل انساني از ساحت وصورت عقلانى أشياء « معلول » است - بلكه مسبوق به عدمي است از نوع كاملا متفاوت . يعنى عدم صريح . وجود هر موجودى در جهان طبيعت از نظر وجودشناسى مسبوق است به يك عدم « واقعي » كه با عدم « ذاتي » وصرفا اعتباري وعقلي فرق دارد . واين مسبوقيت نه در حوزهء زمان است - كه بالفعل در آن وجود دارد - بلكه در فرا - زمان يا دهر است . عدمي كه در اين جا مطرح است نه « ذاتي » است نه « زماني » بلكه فرا - زماني است .
عدم فرا - زماني همانا عدم واقعي هر موجود در ساحت دهر است . از آنجا كه دهر طبق بيان پيشين ، امتدادى ندارد - عدم فرا - زماني يا دهري هم امتدادى ندارد ، يعنى « سيلان » ندارد . از نظر وجود شناختى ، اين عدم به آن معنا واقعي است كه با وجود بالفعل تناقض دارد . از اين نظر با عدم « ذاتي » هر موجود كه طبق بيان پيشين با وجود بالفعل قابل جمع است . فرق اساسى دارد . عدم فرا - زماني فقط مىتواند از طريق شهود فرا - حسى ودر زماني كه ذهن در حالت تأمل عميق است درك شود . چه به قول ميرداماد .
ماهيت معرفت غير نظري يا تجربى چنان است كه نمىتواند هيچ چيز ملموس جز در انطباق با سير زماني به دست بدهد . در شرايط عادى براي قواى دراكهء ما بكلى غير ممكن است كه از عدم ، تصورى پيدا كند كه هيچگونه امتداد زماني نداشته باشد .
ساحت زمان ، مقام اصلى چيزهاى زماني است كه وجودشان عبارتست از يك سلسله قبل وبعد . در اين ساحت ، « وجود » همانا برابر است با « تغيّر » ، يعنى أشياء بر اثر تغير مداوم وجود ندارند . يك چيز پديد مىآيد ، وچيز ديگر ناپديد مىگردد .
وجود يك چيز نو پديد ، بالضرورة مسبوق به عدم زماني است . ولى در پرتو آنچه پيشتر راجع به انديشهء ميرداماد گفتيم ، بر مىآيد كه وجود هر يك از اين گونه أشياء مسبوق به يك نوع عدم كاملا متفاوت . در ساحتى ديگر در حوزهء فرا - زمان است .
انديشهء اصلى مستتر در اين برداشت غريب وبىسابقه از عدم فرا - زماني مربوط به أشياء
القبسات — صفحة مقدمه 115
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
صمقدمه ١١٥