تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 114

مساهمون:

صمقدمه ١١٤
آماده عمل بعنوان علت است - ووجود معلول آن محال است . حركت دستى كه كليدى را نگه داشته ، علت تامه است براي حركت كليد . كليد دقيقا در همان زمان كه دست حركت مىكند ، حركت مىكند وتمايز وتخلخل زماني بين آنها نيست . بنا بر اين اگر علت از أزل موجود باشد يا قديم باشد ، معلول نيز بايد از أزل موجود باشد . يعنى از نظر قدم همدوش باشند . بارى ، حتى از نظر اين دسته از فلاسفه ، همدوشى علت ومعلول ( خداوند وجهان آفرينش ) در قدم ، به اين معنا نيست كه از هيچ نظر تمايزى بين آن دو وجود ندارد . حتى اگر دست وكليد در يك آن ويك زمان به حركت درآيند ، حركت دست ( يعنى علت ) بر حركت كليد ( يعنى معلول ) سبقت دارد واين سبقت يا تقدّم از مرتبهء وجودي آنهاست . به همين ترتيب وجود خداوند اگر هم ، تقدم زماني بر وجود جهان نداشته باشد ، تقدم رتبي دارد . علاوة بر اين ، تحليل وجود شناختى ربط خداوند وجهان ، يك نكتهء مهم را در مورد ماهيت همه موجودات مخلوق آشكار مىسازد ، وآن اينست كه اين مخلوقات في نفسه از نظر وجودشناسى « عدم » اند ووجودشان بكلى مربوط به فعاليت علت آنها است . اين يكى از مفاهيم اساسى حكمت اسلامى است كه سابقه‌اش به ابن سينا مىرسد . طبق نظر ابن سينا آنچه در جهان طبيعت وتجربه وجود دارد ، في حد ذاته ناموجود است ، واگر وجودي به آن نسبت مىدهند ، در تعلق با علت وبه مدد علت آن است ، نه از خودش . بدينسان بايد گفت ناموجوديت يا عدمي كه هر يك از موجودات اين جهان در بطن ذات خود دارد . سابق بر وجود آن است كه اين وجود خود به علت آن منسوب است . به اين معنا وجود هر چيز ذاتا مسبوق به عدم است . اين همان است كه اصطلاحا حدوث ذاتي مىگويند . در برابر چنين برداشتى است كه ميرداماد پيش - نهاد معروف خود يعنى حدوث دهري يا حدوث فرا - زماني را پيش مىنهد . به تصريح أو . جهان طبيعت ،