تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 110

مساهمون:

صمقدمه ١١٠
واين ويژگى در ميان أغلب حكماى عصر صفوى مشترك است . قبسات سرشار از انديشه‌هاى أصيل است . ولى در اينجا نمىتوان بتفصيل به يكايك آنها پرداخت . نگارنده در اين مقاله به بحث اجمالي در أطراف دو مطلب عمده از فلسفهء ميرداماد كه به بهترين وجه نمايانگر انديشه اوست ، اكتفا مىكند . نخستين مطلب ، برداشت خاص أو از زمان است يا به تعبير ديگر همانا ساخت ما بعد الطبيعي ( متافيزيكى ) جهان است كه در نحوهء برداشت أو از زمان باز تافته است . ميرداماد نظر به اصالت واصالت رأيي كه در طرح اين مسأله از خود نشان مىدهد ، منزلت خاصي در كل تاريخ فلسفهء اسلامى به دست مىآورد . مطلب دوم موضع نظرگاه اوست در مورد مسأله ربط ماهيّت ووجود به يكديگر وطرفدارى أو از اصالت ماهيت . اين مسأله ويژه از آن جهت جالب توجّه است كه موضع برجسته ترين شاگرد أو يعنى ملا صدرا ، درست نقطهء مقابل اوست ، چه ملا صدرا قائل به اصالت وجود است . از نظر « زمان » ، ميرداماد قائل به سه ساحت مختلف در شاكلهء وجودي عالم هستى است : ( 1 ) سرمد ، « نا - زمان » يا ساحت بيزمانى ، ( 2 ) دهر « فرا - زمان » يا ساحت فرازمانند هستى ، و ( 3 ) زمان يا ساحت زمانند موجودات طبيعي . اين نكته را همين جا بايد افزود كه ابرى از ابهام بر سر اين بخش از انديشهء أو سايه افكنده است . كه كنار زدن آن ونفوذ در آن دشوار است . براي برداشتن نخستين گام در جهت رفع ابهام پيشنهاد نگارنده اين است كه بين دو زاويهء مختلف كه از آنها مىتوان به اين تقسيم سه‌گانه نزديك شد ، فرق بگذاريم . في الواقع به نظر من خود ميرداماد هم بدون آنكه تصريح كند ، همين كار را كرده است . اگر از يكى از اين زوايا بنگريم سرمد ، دهر وزمان هر يك نمايانگر حوزهء وجودىاى است كه مختص فقط يك نوع از موجودات است ، وموجودات حوزهء ديگر بدان راه ندارد . سرمد يا « نا - زمان » ( بيزمانى ) ساحت وجودي وجود صرف ( مطلق يا به تعبير ديني همانا خداست ) . اين ساحت ، حوزهء وجودىاى است كه منحصرا مختص وجود