در تنسيقى كه به نظريات فلسفي خود داده ، جلوهگر است ، ودر اين ميان قبسات بيگمان شاهكار فلسفي اوست .
چنان كه از اين مقدّمه بر مىآيد ، فلسفهء اساسى ميرداماد متشكّل از نوعي تلفيق هماهنگ بين تفكّر برهاني وأحوال عرفانى است . فلسفهء أو به اين معنى « عرفانى » است كه فعاليّت عقلي ذهنش أو را بسوى مواجيد قلبي وبصائر روحي رهنمون مىگردد واين أحوال نيز به نوبهء خود تفكر عقلي أو را كه پديد آورندهء آراء ومفاهيم بكر است دامن مىزند . بدينسان در نسج انديشهء فلسفي أو پيوند نزديكى بين تفكر عقلي وشهود عرفانى برقرار است .
وى از نظر تفكر عقلي ، در متن سنّت حكمت مشّاء سينوى ( ابن سينائى ) قرار داشت .
به عبارت ديگر چون پيرو مكتب ابن سينا بود ، طبعا ارسطوئى بود ، هر چند همانند ساير ارسطوئيان اسلامى ، أرسطو گروى أو عميقا به آيين نو افلاطونى آميخته بود .
( در اينجا بايد توجّه داشته باشيم كه أو اثولوجيا را اثر أصيل أرسطو مىدانست ) . ولى بعنوان « معلم ثالث » ، در سنّت حكمت مدرسى اسلامى ، نمايندهء برجستهاى از پيروان أرسطو به شمار مىآمد واز نظر مشرب عرفانى ، اشراقي وپيرو سهروردى بود . بالنتيجه وحدت خاصي بين جنبههاى حكمت مشّاء ابن سينا وحكمت اشراق سهروردى در شخص أو تلفيق شده بود .
آنچه در بادي نظر در كتاب قبسات مشهود است ، تفكر شديدا منطقي خاص أصحاب مدرسه است كه با سبك خشك ومغلقى بيان گرديده است . ولى در پشت اين سبك خشك واز ورأى پردهء مفاهيم انتزاعىاى كه أو ماهرانه طرح مىكند ، مشاهدات ومواجيد بارورى كه بكلى از دست ديگر ومنبع ديگر است وارمغان تجربهء زندهء يك عارف است ، مشهود است . ميرداماد از اين نظر تجسّم كامل أصل اساسى حكمت يا نمونهء كامل عيار حكيم از نظر ابن عربى وسهروردى است ، يعنى متفكرى است كه به مدد ملكهء نظر توأما به تحليل عقلي - فلسفي حقيقت واستكمال روحاني نايل شده است -
القبسات — صفحة مقدمه 109
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
صمقدمه ١٠٩