در توصيف حالت جذبه و « مندله » ى ذهني خود آشكار نساخته بلكه راز معنويت طايفهء انساني را بنحو تمام عيار بيان مىكند ومراتب وصف ميرداماد جلوهء كامل صحنهء نزول روح القدس بحضرت مريم است كه مولانا جلال الدين رومى در دفتر سوم مثنوى معنوي تحت عنوان « پيدا شدن روح القدس بصورت آدمي بر مريم بوقت غسل وبرهنگى » با بيان معجزآساى خود برشته نظم در آورده است وغير ممكن بنظر مىرسد كه أستاذ ومدرّس مكتب شريفهء أصفهان از آن داستان ياد نكرده يا تحت تأثير آن قرار نگرفته باشد . حضرت مريم در بيان مثنوى نمونه كامل وفرد اعلاى تجربهء معنوي عرفانى است كه پس از يك دوران طولانى تهيّؤ وتخمير ناگهان روح طالب وعاشق عارف را با « شخصيّت » مقدّسى كه در عين حال « خود أو » و « خود ديگر أو » يعنى بيان مكاشفه ومعاشقهء ضمير شخص أول با ضمير شخص دوم مىباشد ، مقابل قرار مىدهد ودر برابر أو اوّلين حركت روح بيم وهراسى است كه از احتمال فرار وامحاء آن صورت دست مىدهد وتمنّاى وجود أو اينست كه قبل از امحاء وفرار آن صورت به ادراك شهودي دريابد كه تنها مأمن وپناهگاه حقيقي خود أو همانست وهمان . بدين نهج در وجود انساني ولادت معنوي صورت پذير مىگردد وبه نسبت نامحدود ربّانى شكفتگى مىيابد . ولد معنوي در حقيقت همان معنويّت اعلا ووجود حقيقي اوست بضمير شخص دوم . مراتب ومعناى مزبور در مذهب مزدائى قديم إيران با مفهوم عالي « فرهورتى » بنحو بسيار عالي بيان گرديده واز لحاظ قوّت ووضوح گوياتر از توصيف وتوجيهى است كه معرفت النفس جديد مىخواهد امروزه با توسّل به تمثيل وتمثّل بيان كند .
بناء على هذا اجازه مىخواهيم ابياتى چند از دفتر سوم مثنوى معنوي را در باب فرود آمدن جبرائيل وپيدا شدن روح القدس بر حضرت مريم در اين جا نقل كنيم تا بلطف بيان وقدرت تصوّر مولانا جلال الدّين رومى حقيقت معنى بر ما مكشوف گردد :
ديد مريم صورتي بس جانفزا * جانفزائى دلربائى در خلا
پيش أو بر رست از روى زمين * چون مه وخورشيد آن روح الأمين