روح القدس در خلال گوهر انساني بخود مىانديشد ودر اين خاكدان بجستجوى مظهر جلال خود مىپردازد وشكلى از اشكال خود را در وجود خاكى بعالم ولادت مىآورد وگوئى مىزاياند وهوش ونبوغ أو را متدرّجا از قوّه بفعل مىآورد . از اين جاست كه أهل معرفت از « ولد معنوي » دم مىزنند وسخن مىرانند ، مولود نو آمده ووجود حقيقي كه بجدّ وجهد وطلب در وجود خاكى ما رشد مىكند وآهسته آهسته بسوى آفاق پر عظمت معرفت وعشق بپرواز در مىآيد .
ميرداماد موضوع ومحمول مزبور را هنگام تجربهء معنوي خود در حالت خلسه وانجذاب با توصيف نزول روح القدس بر مريم مقدّسه عنوان كرده است .
هم اكنون شأن ومنزلتي را كه چهرهء مباركهء حضرت فاطمه در تصوير شهودي وغيبى مسجد قم بميرداماد ظاهر گشته مىتوان دريافت نمود وضمنا تشابهات غير قابل انكار وغير مكشوف مسائل معنوي فوق را نيز با معنويّت مسيحي غرب مىتوان بحدس وگمان نزديك بيقين دريافت . آنچه را كه ميرداماد در تخيّل ومشاهده معنوي ادراك نموده نمايندگان معتبر معنويّت وعرفان غربى مانند اكهارت آلمانى « 1 » وانژلوس سى لزوس « 2 » با ايمان وتعمّق بىنظيرى بيان كردهاند .
اكنون كه از اين معنى بحث بميان است ودر باب بثمر رسيدن تحوّل فلسفه معرفت ابن سينا از يك نوع نظريهء حيات معنوي سخن مىگوييم كاملا بجا وبمورد است متذكّر شويم چگونه در مغرب زمين تفكّر وتأمّل در زمينهء همين عقل فعّال أرسطاطاليس ومكتب ابن سينا وچهره تابناك روح القدس همراهان دانته شاعر عارف ايتاليائى مؤلّف كمدى الهى را باز شناختن صورت ملكوتي « خرد » آسمانى وملكه خردمندى آسمانهاى ملكوت هدايت نموده است وآن را بنام مقدّس « مادونا اينتليجنزا » يا فرشتهء عقل ملقّب ساختهاند .
اگر پيشتر برويم مىتوانيم بيقين اعلام كنيم كه ميرداماد تنها راز معنوي خود را
هامش
( 1 ) -Maitre Eckhart
( 2 ) -Angelus Silesus