تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 101

مساهمون:

صمقدمه ١٠١
عبارت ميرداماد در اين مورد چنين است : « چنين پنداشتم كه از پيراهن تن وزندان جسم آزاد گشته‌ام » . واين عينا وطابق النعل بالنعل در متون كتب حكمت الهى وجود دارد وعنوان همين رساله ورقعه مختصر قرار گرفته است . با اين وصف كه اختلافاتى در آنها مشهود مىباشد . مشاهده ورؤياي فلوطين كه در موقع خود بتوسّط سهروردى بتجربه درآمده ، خلسه وجذبه‌اى آميخته با نشاط وفرح وانبساط پر جلال ومتعالي است ؛ يعنى عبارت است از دخول در حريم ملكوت سماوات وأنوار أفلاك نورانيّه وقبول در عالمي ديگر ودر جمع كائناتى كه تجلّى ولمعان آن على رغم كدورات وظلمات عالم ناسوتى مشهود است . خلسهء ميرداماد نظير أوج اشتداد حزن وتعب است كه بر اثر رؤيا ومشاهده واستماع عذاب ورنج مطلق وكامل شدّت وحدّت گرفته باشد ، بهمان نحوى كه مكاشفه وتأمّل وتكرار ذكر خاصّ آن را فرآهم كرده بود . اين ذكر مانند ذكرى كه بديگرى سرايت كند بوجود آمد واز اين پس تنها ميرداماد كه آن را بر زبان مىراند ذكر ومناجاة بصورت آهنگ وسماعى در آمد كه جميع عوالم با كلّ موجودات ومكوّنات در آن شركت جسته باشند . بعبارت صريح‌تر ، عين ذات كسى كه در حال رؤيا وشهود است بصورت وسائل واسبابى در آمد وچنان مستغرق اهتزاز وارتعاش گشت تا بعالم خلسه پيوست . بديهي است كه در اينجا وسائل وجوارح درك واحساس ديگر قواى محسوس كه با أشياء عالم تعيّن انطباق دارد نبود . بلكه قدرت تخيّل فعّال بود كه قادر است طنين اين آهنگهاى روحاني ونداى عظيم غيبى را كه مبيّن رنج وعذاب أو ، هم در اعماق وهم در معالى وذروهء وجود مطلق است دريابد . اسرار منابع ومبادى كائنات از اين پرسش وسؤال پرده برمىدارد ، همان طور كه نظام عالم بر طبق مشرب ابن سينا هم آن را توصيف كرده يعنى رشد وارتقاء عدم از همال روز الست تا عالم ناسوت كه مسكن ما است . از اينجا ببعد توصيف وتشريح منظره بصورت يك تراژدى لا يتناهى در آمده است كه درك ناگهانى آن بر وجود عارف مستولى شده أو را از مسكن مألوف ذات خود بيرون مىآورد .
القبسات — صفحة مقدمه 101 | السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )