تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 98

مساهمون:

صمقدمه ٩٨
بنحو هيجان‌انگيز وپر شورى در ضمير وخاطر ما مجسّم مىگردد . متن رسالهء مزبور را اين جانب در نسخهء چاپ سنگى بحار الأنوار كه در قرن هجدهم ميلادي بطبع رسيده بدست آورده‌ام . جنبهء اعجاب وتحيّر اين حقير از اين بابت است كه مجلسي نمايندهء مقدم شريعت ودشمن سر سخت مشرب صوفيه ميرداماد را تا باين درجه معزّز وگرامى داشته است . گوئى آنچه را كه أستاذ اجل در خواب بشاگرد عزيز خود ملا صدراى شيرازي برسم امانت تلقين فرموده بود با توجّه احترام‌آميز وخاصّ مجلسي بعالم تحقّق مىپيوندد . زيرا مجلسي رسالهء مزبور را با چند كلمهء زير وارد مىكند : « در بين رسالات غريبهء ميرداماد رسالهء حاضر علامت ونشانهء تألّه وتقدّس وى مىباشد وبخوبى جنبهء قدس ونحوهء اخلاص باطني وى را جلوه‌گر مىسازد ! » . خلاصه رسالهء مزبور بعربي وانشاء خاصّ ميرداماد برشتهء تحرير درآمده زبانى مشكل وبس پيچيده كه در تحرير آن منتهاى دقت واجتهاد براي اداى مقاصد عاليه بكار رفته وجزئيات مطالب ومناظر توصيف ونقاشى شده است : « روزى در جريان ماه حاضر بتحقيق روز جمعه 14 شهر رسول اللّه شعبان المعظم از سال 1023 هجرى در يكى از خلوتگاههاى خود با توسّل بأسماء مباركهء « الغنىّ » و « المغنى » بذكر مشغول بودم وهمواره بتكرار ذهني « يا غنيّ يا مغنى » مىپرداختم وخود را در ساحت مقدّس بارى تعالى فانى كرده بودم وجز أو در آئينه ضمير وقلبم نمىديدم ونمىپرستيدم . ناگاه در خلسه وانجذاب خاصّى فرو شدم كه گوئى بارقهء رحمت الهى مرا از قيد تن فارغ ومنخلع ساخته بود . از قيد شبكهء احساس مستخلص وآزاد از عقد حبالهء طبيعت بشاهبال تقدير وتعظيم با خوف بسوى ملكوت حقيقت پرواز همىكردم ، گوئى كه من خود از جامهء تن يكباره منخلع گرديده وروحم از منزلگاه عادى خود پرواز نموده وچنان كه گوئى دمهء تفكّر خود را تيز كرده . منفور كالبد خاكى خويش واقع گرديده باشم . همچنان پرواز