تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القبسات — صفحة مقدمه 100

مساهمون:

صمقدمه ١٠٠
گرديده وآه سوزناك از نهاد خويش بر همىآوردم : حزن واندوه تمامى جان مرا فرا گرفت ودوباره بسرزمين خرابيها وضائعات وبقعه زور وفساد وقرية الغرور وماتمكده دروغ وريا ووهم وتزوير فرود آمدم » . صحيفهء بسيار زيباى ميرداماد چه از نظر شدّت وحدّت هيجانات وچه بخاطر بساطت ووسعت منابع ومآخذ لساني كه ترجمان ومفسّر آن است جالب ومؤثّر مىباشد ، زيرا تجارب روحاني آن هم با ديده دل وهم با گوش هوش انجام گرفته است . براي تصوير وتجسّم تماثيل ومظاهر آن نقّاش ومصوّرى عارف وروحاني مىبايد تا بمدد ومعاضدت موسيقىدانى ماهر بدان آهنگى مقتدر وپر طنين بخشد . مع ذلك ميرداماد در پرتو منابع لا يزال وعلم كامل بلغات ومصطلحات توانسته است بعضي جنبه‌هاى تصويرهاى رؤيايى وپر آهنگ را كه در حالت جذبه وخلسه برايش مشهود ومسموع افتاده مجسّم ومصوّر سازد . ما بدان توفيق يافتيم تا برخى از عبارات « فكأنّى » را كه حاكى از مقايسات ومشابهاتى است كه ميرداماد بمنظور تلقين والهام حالت معنوي خود بكار برده خاطر نشان سازيم . بر ما لازم وواجب است عبارات بيان اين خلسه را كه با عبارات شروح سهروردى مطابقت ومناسبت دارد متذكّر گرديم . از همان بدايت امر ، وقتي ذكر وتمركز روحاني موجب حصول حالت تعليق وتعويق مىگردد ، بعضي خاطرات روحاني متجلّى مىگردند . در اين مورد انسان بفكر داستان « طير » منتسب به ابن سينا مىافتد كه در آن گفته شده بود « حلقه‌ها را گسستم . . . عقده‌هاى دام را درهم شكستم . . . وبطيران در آمدم » خلسهء معروف فلوطين كه در كتاب انئاد منقول است از آن نيز صريح‌تر وروشن‌تر مىباشد ودر نزد أرباب معنويّت وعرفاى فرانسه كه آن را از خلال متون عربى حكمت الهى منسوب به أرسطو شناخته‌اند نيز معروف است وچنين بيان شده است : « أغلب در خود احساس بيدارى وصحو مىكنم وخود را از قيود جسم مستخلص مىسازم ، مستغرق عالم درون مىگردم ، از هر چيز ديگر بيگانه مىشوم ودر آن حال در اعماق وجود خود جمال وجلالي اعجاب‌انگيز وعديم النظير مىيابم » .