« تا روز حشر به آرزو وتمناى تجديد واحياء اين منظره دلپذير وبىمثال خواهم نشست » .
در مرحلهء ثاني جنبهء معرفت النّفسى اين حديث را در سه نكتهء دقيق مىتوان خلاصه كرد : نخست اينكه گروه تصاوير وتمثالها در داخل دائرهاى كه با حلقهء فرشتگان محدود گرديده كاملا شكل « مندله » را كه در ديگر مذاهب عرفانى مرسوم است بياد مىآورد . مندله شكلى است مدوّر كه در آئين بودائى مقام خاصّى در رياضت وتمركز روح وتفكّر ومشاهده دارد واكثرا دائره ايست كه در داخل آن تصاوير وتمثالهاى خيال بخش ورمزهاى مختلف عالم وجود ومخلوقات آسمانى فوق الطبيعة مجسّم ومرتسم گرديده وشخص متفكّر با خيره شدن بدرون دائره آهسته آهسته از حواشي بمركز دائره متوجّه گرديده ودر آن مركز هستى علوي وآسمانى خود را جستجو مىكند وامنيّت وجمعيّت خاطر وتعادل وجود خود را در آن نقطه بدست مىآورد . دوم اينكه در دائرهء روحاني ميرداماد شخص وى يعنى شخص مجذوب در وسط قرار گرفته با اين تفاوت كه بالاى سر أو در مركز حقيقي دائره تمثال بىمثال فاطمة الزهراء ( ع ) بتمامى دائره وتمامى گروه مشرف است وحاكميت دارد . بنا بر اين وجود شخصيّت مقدّس اين خاتون عالم اسلام است كه مركز ثقل وجود را تشكيل مىدهد . اينك اگر خوب التفات كنيم در تجربهء خلسه وانجذاب عرفانى ميرداماد بدين نكته تشابه توجّه مىكنيم كه در مذهب تشيّع تصوير تمثال حضرت زهرا بعنوان عالىترين مظهر تقدّس برابر تصوير حضرت مريم در عالم عرفان مسيحيّت يعنى مظهر عقل كل وخلّاق ومحمل روح القدس مىباشد . اين نحوه تقديس وتقدّس در فرق مختلف تشيّع أعم از شيعه اثنا عشرى ومذهب اسماعيليه جارى ورواج است . جاى ديگر طي اين مقاله معناى دقيق تغيير وتبدّل مباني فلسفي ونظام عالم را در فلسفهء ابن سينا بصورت ذهني وتجربهء روحاني ومعنوي مطالعه خواهيم نمود . بهر تقدير رمز دائرهاى شكل معنوي با نتيجهء تلاشها وتحقيقاتى كه امروزه روانشناسى تحليلي خاصه در باب أصل ومنشأ مثال اصلى يا أزلي
) Archetype (
بعمل آورده است كاملا وفق