مىدهد . بالآخرة نكتهء سوم دربارهء منظرهء روحاني ميرداماد اينست كه ما در اينجا في الحقيقة در برابر نمونه كامل از مثل اصلى يا أزلي قرار گرفتهايم وبا تحقيقاتى كه اين جانب بعمل آوردهام « دعاى حفظ » در اكثريّت قريب بتمام كتب دعاى متداول در مذهب شيعهء اماميّه مضبوط است ويقينا تجربهء روحاني ميرداماد منبع ومنشأ دعاى مزبور را تشكيل مىدهد بطورى كه عبارات وكلمات آن عين همانست كه ميرداماد بعد از خروج از حالت انجذاب روحاني تقرير واملا كرده است .
دومين اعتراف روحاني أستاذ حكمت الهى مشتمل بيان وتحليل حادثهء روحي است كه دوازده سال بعد از حادثهء أول يعنى در سنهء 1023 هجرى برابر 1614 ميلادي بوقوع پيوسته است . مقتضيات ومراتب آن با حادثه أولى تفاوت دارد . اين بار ميرداماد در أصفهان است نه در قم ودر مقام استادى خود بمراتب عالي رسيده وتجربهء باطني ومعنوي وعمق وصفاى بيشترى يافته است . حالت خلسه وانجذاب نيز بجاى مسجد در محل انزواى شخصي بوى دست داده است . متأسّفانه از خصوصيّات آن محل انزواى خصوصي اثرى در دست نيست . آنچه توجّه خواننده را در وهلهء أول هنگام قرائت شرح وبيان حادثه بخود جلب مىكند دقّت تام وتمامى است كه در ذكر تاريخ دقيق آن از طرف نويسنده بعمل آمده است . نكتهء جالب توجّه ديگر اينكه در اين نوبت « ذكر » مبنا ونقطهء عزيمت تفكّر وتحليه قرار گرفته است . دو نكته فوق جنبههاى دوگانه حكمت الهى تشيّع وفلسفهء ابن سينا را مشخّص نموده بستگى ميرداماد را به آن دو منبع فكر مقدّس مدلل مىسازد .
تاريخ دقيق حادثهء روحاني جمعهء چهاردهم شعبان سنهء 1023 هجرى ( 1614 ميلادي ) ذكر شده يعنى هجده سال قبل از آنكه ميرداماد دار فانى را بدرود گويد وبسراى باقي بشتابد اتّفاق افتاده است . يعنى در اين تاريخ حكيم الهى ما در منتها درجهء كمال معنوي وقوّت نفس مطمئنّه سير مىكرده است . تاريخ مزبور با فصاحت ووضوح خاصّى تصريح گرديده وضمنا رجحان وعزّت ماه شعبان بمنزلهء ماه عزيز وماه مقدّسى كه طىّ آن عبادات
القبسات — صفحة مقدمه 96
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
صمقدمه ٩٦