مقدّسهاى كه از مشارق نوراني ، پرتو نورانيّت خود را بروى مىافشانند محشور وهمراز گردد . احدى را اذن دخول در ساحت روحانيّت أوليا نيست مگر آنكه قدرت منفك شدن از طبيعت وتخليع جسم را بدست آورده باشد ، تا حدّى كه بتواند جسم خود را مانند پيراهنى در بر كند يا از خود دور سازد وبرهنه شود » .
تفكّر وتجسّم بيرون آمدن از قالب جسماني ودور ساختن آن بطريق ذهني بتحقيق موضوع دومين اعتراف نامهء روحي ميرداماد را تشكيل مىدهد وأو جزئيات مراتب آن را با دقّت ومراقبت روزنامهء دقيق روحي آن چنان كه در تجربهء باطني بر روح أو گذشته نقل وتأليف نموده است . دو حادثه روحي مزبور بفاصلهء دوازده سال اتّفاق افتاده .
اوّلين آن در شهر مقدّس قم در سنهء 1011 هجرى ( 1603 - 1602 ميلادي ) ودوّمين در سال 1023 هجرى مقارن 1614 ميلادي در شهر أصفهان يا حوالي أصفهان رخ داده است . اوّلين حادثه بالاخصّ حال وهواي روحي ومعنوي شيعي مذهب با ايمانى را بدست مىدهد وبطور ناگهان در منظره باطني تصاوير وتمثالهاى مبارك مورد ستايش قلبي را مجسّم مىسازد . در حادثهء دوّم نيز كه منتها اليه تفكّر وتصوّر عالم در دستگاه فلسفهء ابن سينا محسوب مىشود تقارن تاريخ وزمان با فصاحت كامل نشانهء ايمان وتوجّه قلبي بمقدّسات مذهب تشيّع را آشكار مىسازد .
واما آنچه مربوط است بحادثه أول ، حديث آن را از رساله باوفاترين شاگرد أستاذ يعنى محمد قطب الدين اشكورى بدست آوردهام . در ماه رمضان سنهء هزار ويازده از هجرت حضرت رسول أكرم ( ص ) زماني كه ميرداماد در عين حدّت جوانى بسر مىبرد ودر أصفهان متوطّن گرديده بود مسافرتى بشهر مقدّس قم نموده بود . چنان كه خود مىگويد از خلاف آمد حوادث بدانجا پناه برده بود زيرا شاه عباس در آن زمان با تركيهء عثمانى در جنگ سخت همىبود . روزى بعد از نماز عصر ديرگاه در مسجد بماند ودر جاى خود بسوى قبله همچنان جلوس كرده آهسته آهسته خود را در حالتي مخصوص احساس نمود وغفلة بحالت خلسه مستغرق گشت ، آنگاه مىفرمايد :
القبسات — صفحة مقدمه 93
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
صمقدمه ٩٣