« ظهور كرد در پيش من نور درخشان وخيره كنندهاى ( النّور الشّعشعانى ) با جلال وعظمت وبصورت انساني كه بر بال راست آرميده باشد . بهمان نحو شكل نوراني ديگرى با جلال بيشترى مشاهده كردم كه در زيبائى خود مىدرخشيد ودرخشش أو بأطراف وجوانب ساطع بود . همچنان بود كه گوئى در گوش جان من خوانده بودند كه آن شيخ نوراني شمايل شاه مؤمنان حضرت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ( ع ) امام اوّل بود در حالي كه شبح آرميده يا نشسته حضرت رسول أكرم ( ص ) را مىنمود » .
از لحن ميرداماد چنين بر مىآيد كه با نهايت شعف وسرور تسلّاى خاطر زائد الوصفي از لطف وكرامت حضرت أمير بواسطهء اين خلسهء روحاني براي قلب پر درد وغمخيز أو حاصل گرديده است . مطلب مهم در حديث مزبور اينست كه امام أول أمير المؤمنين عليه السّلام وى را برموز واشاراتى آشنا مىكند ودعاى حفظ را بوى مىآموزد كه با از بر خواندن آن از گزند مصائب مصون خواهد ماند . دعاى مزبور عبارت از تذكّر ذهني بچهارده معصوم اعني حضرت رسول أكرم ، حضرت فاطمة الزهرا ودوازده امام مىباشد كه بندهء حق را احاطه كرده واز وى حراست مىكنند . در مقابل پيغمبر أكرم ، دست راست مولا أمير المؤمنين دست چپ يازده امام وعقب سر پنج تن آل عبا .
مشرف بر اين گروه بالاى سر ودر مركز فاطمهء زهرا دخت رسول ، مجمع النورين ومقطع دو تشعشع ودو منبع نور يعنى نور نبوّت ونور ولايت . بالآخرة افسرى نوراني از ملائك گروه مقدّس وتجلّى دائرهء قدس را تمام عيار مىسازد .
در اينجا ودر اين مقام نكات ودقايقى لطيف وروشن در زمينهء روانشناسى مذهبي ومعنوي بخاطر خطور مىكند كه بسيار قابل ملاحظه است . اوّل اينكه در حيات باطني شخص ميرداماد واقعهء مهم وحديث لطيف وبىمثالى است كه طىّ سالهاى متمادى دورهء تكوين وتهيؤ خود را پيموده وملازم با تذكّر وتفكّر جلوهء ظهور يافته است . احساس حضور ومشاهده بدرجهاى شديد وعالي بوده است كه ميرداماد پس از خروج از حالت خلسه مىگويد :
القبسات — صفحة مقدمه 94
مساهمون: السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
صمقدمه ٩٤