تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ( 15 ) وَ جاؤُ أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ ( 16 ) قالُوا يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ كُنَّا صادِقِينَ ( 17 ) وَ جاؤُ عَلى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ ( 18 )

معناى واژه‌ها

1 [ لا تأمنّا ] : به ما اعتماد نمىكنى . / 168

توطئهء حاسدان

رهنمودهايى از آيات :

برادران نقشهء كار را كشيدند : به هنگام شب نزد پدر آمدند و گفتند كه فردا صبح يوسف را با ما روانه كن تا تفرّج و بازى كند و افزودند كه چرا به آنان در مورد يوسف اعتماد ندارد ؟ آيا برادر و خيرخواه او نيستند ؟ يعقوب پاسخ داد : اين امر غمگينم مىكند و بيم دارم كه صدمه‌اى به او برسد مثلا گرگ بخوردش . برادران اصرار ورزيدند و گفتند كه از او غافل نخواهند بود . چگونه ممكن است كه غفلت كنند حال آن كه آنان جماعتى هستند و چنين كارى با عزّت و بزرگوارى ايشان مغايرت دارد . سرانجام او را به صحرا بردند و تصميم گرفتند كه او را در چاه افكنند . خداوند او را خبر داد كه بر ايشان پيروز خواهد شد و واقعهء امروز را كه از روى
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 138 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي