تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
پدر محبوب‌ترند ، حال آن كه شمار ما بيشتر است و سزاست كه ما وارث بزرگواريهاى پدر باشيم ، و نتيجه گرفتند كه پدر به راه خطا مىرود . / 165
إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
- آن گاه كه گفتند : يوسف و برادرش نزد پدرمان محبوبتر از ما هستند ، حال آن كه ما خود گروهى نيرومنديم . پدرمان در گمراهى آشكارى است . » برخى از مفسّران گفته‌اند : « ضلال » به معنى دور شدن از راه صواب كه همانا عدالت در محبّت ميان فرزندان است ، و نيز گفته‌اند : معنى اين است كه يعقوب در ادارهء امور فرزندان و تدبير دنيوى به خطا مىرود و ما امور چار پايان و اموال و ساير كارها را بهتر اداره مىكنيم ، و قصد آنها ضلالت دينى نبوده است . زيرا در اين صورت كافر مىشدند و اين خلاف اجماع است . « 2 » و روشن است كه مقصود « از ضلال » خطا كردن در ادارهء فرزندان است . [ 9 ] چون پدر ، به زعم آنان ، به راه خطا برود ، ناچار بايد با او معارضه كنند ، امّا به يوسف كه مبرّا بود حيله كردند و انديشيدند كه او را بكشند يا به سرزمينى دور تبعيدش كنند تا در آن جا درگذرد . امّا علّت چه بود ؟ عنصر انديشگى آنان در اين مقوله آن بود كه چون يك گروه‌اند بر ديگران برترى دارند ، و اين همان منطق قدرت است كه طغيانگران بدان قائلند ، و هر گاه برادران خود را بر حسب مقياسهاى رسالتى مىسنجيدند در مىيافتند كه صفات رسالتى يوسف بهتر از صفات ايشان است و او سزاوارتر به اين است كه مورد محبّت پدر قرار گيرد ، امّا در نيافتند و گفتند :
اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِينَ
- يوسف را بكشيد يا در سرزمينى ديگرش دراندازيد تا پدر ، خاص شما گردد و از آن پس مردمى شايسته به شمار آييد . »
هامش
( 2 ) - مجمع البيان ، ج 5 ، ص 212 .