تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
- و ما نگهدارش هستيم . » [ 13 ] يعقوب اين امر را كه يوسف بايد نزد او بماند ، چنين توجيه مىكرد كه وى پير سال خورده است و / 170 يوسف مؤمن اوست و از روى او غمگين خواهد شد ، چنان كه گفت : « بيم دارد كه گرگ او را بخورد ، و چنين احتمالى هست زيرا ممكن است از او غافل باشند و به وى آسيب برسد و آنان از وفا كردن به وعدهء خود ناتوان باشند .
قالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ
- گفت : اگر او را ببريد ، غمگين مىشوم و مىترسم كه از او غافل شويد و گرگ او را بخورد . » در حديث آمده كه برادران همهء ابعاد توطئه را مشخّص نكردند ، امّا يعقوب با سخنان خود كار آنان را توجيه كرد و ايشان متوجّه شدند كه در آن منطقه احتمال وجود گرگ مىرود و امكان اين هست كه مدّعى غفلت باشند و مسائل ديگرى كه در گفتگو با شخص دروغگو بايد رعايت شود . [ 14 ] برادران با تكيه به شرافت و اين كه شمارشان بسيار است وعدهء محافظت يوسف را دادند و گفتند : چگونه به خود اجازه مىدهيم كه شرافت ما با چنين ننگى آلوده شود و ما نتوانيم برادر كوچك خود را از گرگ حفظ كنيم ، با اين كار نام ما ننگين خواهد شد .
قالُوا لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ
- گفتند : با اين گروه نيرومند كه ما هستيم اگر گرگ او را بخورد از زيانكاران خواهيم بود . » [ 15 ] برادران يوسف را بردند و همگى بر آن شدند كه در اندرون چاهش قرار دهند بى آن كه آب او را غرق كند ، تا كاروانيان او را برگيرند ، و اين سفارش برادرشان لاوى بود .
فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ
- چون او را بردند و هماهنگ شدند كه در عمق تاريك چاهش بيفكنند . » امّا رحمت الهى يوسف را دريافت و پيام مژده‌ناك خدا رسيد كه وى پيروز