و النّاس بعد صنائع لنا « 1 » ما ساختهء پروردگار خويشيم و مردم - همگى - پس از ما براى ما ساخته و آفريده شدهاند . »
در تمام خلق يك تن صوفىاند * ما بقى در سايهء او مىزيند
23 . استاد امجد : « هرگاه از ايشان مىپرسيدم : " چگونه قرآن بخوانيم ؟ " مىفرمودند :
" توجه داشته باشيد كه كلام اللّه است ؛ " و اين خود يك دريا معنى است . »
بهرهء بنده از توجهى كه مرحوم علّامه دادند ، انتقال به دو روايت بسيار لطيف و عميق است كه تصور مىكنم اگر معناى ژرف و خاص « تجلّى » را بدانيم و التفات داشته باشيم كه كلام از متكلّم جدا نيست ، آن دو را جامعترين روايات در معرّفى قرآن خواهيم دانست ؛ هردو آنها را در اينجا به يادگار مىنويسيم و دقت و انديشه را بر عهدهء خوانندگان مىنهيم :
يكم : حضرت مولى الموحدين عليه السّلام مىفرمايند : « فتجلّى - سبحانه - لهم فى كتابه من غير أن يكونوا رأوه بما أراهم من قدرته « 2 » پس خداوند سبحان ، در كتابش بر بندگان ، بىآنكه [ بتوانند ] او را ببينند ، تجلّى كرد به آنچه از توانايىاش به آنان نشان داد . »
دوم : و حضرت امام صادق عليه السّلام فرمودند : « ( و اللّه ) لقد تجلّى اللّه لخلقه فى كلامه و لكنّهم لا يبصرون « 3 » - ( به خدا قسم كه ) خداوند در سخن خويش ( قرآن ) بر آفريدگان
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ( فيض الاسلام ) ، ص 894 .
( 2 ) . نهج البلاغه ( فيض الاسلام ) ص 446 ( از خطبهء 147 ) .
( 3 ) . إحياء علوم الدّين ، ج 1 ، ص 204 ( باب آداب تلاوت قرآن ، امر نهم ) گرچه غزالى ، احياء را پيش از تشيّع خود نوشته است ، اما نظاير آن كلام در نهج البلاغه ، تحف العقول ، جامع الأخبار ، كشف الغمّة و مستدرك الوسائل ، محتواى اين روايت را هم تقويت و ابرام مىكند ؛ گذشته از آن ، بزرگان شيعه ( چون احسائى ، فيض كاشانى ، شهيد ثانى ، مجلسى و امام خمينى - رحمهم اللّه - ) آن را تلقى به قبول كردهاند ؛ رك به : -