كنيد تا شما را ياد كنم . »
16 . هنگامى كه مرحوم علّامه طباطبائى پاسخ نامه دوست خود ، آية اللّه مرندى را نوشته و در پاكت مىگذارد و به يكى از بستگان مرحوم مرندى مىدهد تا به وى برساند ، آن شخص به علّامه عرض مىكند : « آقا ! مطلبى هم براى من بنويسيد . » علّامه طباطبائى تكه كاغذى برداشته و با خط زيباى خودشان مىنويسند : « خدا را فراموش مكن ! » « 1 »
17 . و مىفرمود : « درس اخلاق ، گفتنى نيست ، عمل است . » « 2 »
18 . حضرت علّامه - رحمة اللّه عليه - هرشب جمعه به زيارت اهل قبور مىرفت و معتقد بود : « رفتن به قبرستان در سازندگى انسان مؤثر است . » « 3 »
19 . حجة السّلام ممدوحى : « مرحوم علّامه طباطبائى جلساتى داشتند كه گاهى در منزل خودشان و گاهى در خانهء بعضى شاگردانشان تشكيل مىشد . يكبار كه در اواخر عمرشان قرار بود براى حضور در يكى از جلسات ، شبانه از كوچه پسكوچههاى تاريك شهر قم عبور كنند ؛ با ارتعاشى كه در بدن داشتند و راه ناهموار منزلى كه آن شب قرار بود بروند و تاريكى كوچهها ، يكى از اطرافيان عرض كرد : " احتمال دارد - خدا نكرده - با اين وضع ، به زمين بخوريد . مىشود جلسهء اين هفته را مثلا در خانهء خود حضرتعالى برپا كرد تا اذيّت نشويد . " حضرت علّامه فرمودند : " مگر ما در روز به وسيلهء نور خورشيد خود را نگه مىداريم و مگر نور خورشيد باعث مىشود زمين نخوريم ؟ ! " »
قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ ؟ !
« 4 » بگو : چه كسى شما را در شب و روز از [ هر آسيب ] خداى رحمان حفظ مىكند ؟ !
هامش
( 1 ) . عارف ناشناخته ، ص 114 .
( 2 ) . خاطرات ، از زبان محسن قرائتى ، ج 2 ، ص 85 .
( 3 ) . مجله نور علم ، آذر 1368 ، ص 66 ؛ البته به نظر مىرسد عبارت درست ، « عصر پنجشنبه » باشد .
( 4 ) . سورهء « انبيا » ، بخشى از آيهء 325 .