مىفرمايند : " و لولا آية فى كتاب اللّه لأخبرتكم بما كان و بما يكون و بما هو كائن الى يوم القيامة و هي هذه الآية : يمحوا اللّه ما يشاء و يثبت و عنده أمّ الكتاب " « 1 » و « 2 » [ اگر اين يك آيه در قرآن كه مىفرمايد : خداوند هرچه را بخواهد از ميان مىبرد و هرچه را بخواهد پديد آورده و پابرجا مىكند و اصل و ريشهء مقدّرات نزد خداست ، نبود ، از هرآنچه در گذشته بود و در آينده خواهد بود و اكنون هست ، شما را آگاه مىساختم . ] نزد استاد طباطبائى مطرح شد و يكى از حاضران اينگونه نتيجهگيرى كرد كه " پس حضرت على عليه السّلام علم به اين چيزها نداشتند ! " اما مرحوم استاد فرمود : " نه ! حضرت امير عليه السّلام از لوح محو و اثبات به همه چيز علم يافتند و از همان لوح محو و اثبات دانستند كه نبايد بگويند . " »
به نظر مىرسد توجه به « فقر ذاتى و مطلق همهء مخلوقات » - از صدر تا ذيل و از اشرف تا اذل آنها - و معناى بىپايان و ژرف « بداء » و روايات لطيف و عميقى چون « ما عبد اللّه - عزّ و جلّ - بشىء مثل البدآء » « 3 » و اينكه حضرت رسول اكرم و امير المؤمنين عليهم السّلام با اينكه مىدانستند دين اسلام به جا خواهد ماند ، اما در جنگها براى پيروزى دعا مىكردند ، و اشارات و تصريحاتى از اين دست ، نشان مىدهد كه گرچه نتيجهگيرى آن شاگرد از روايت نادرست بود ، اما ، بهحقيقت ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام خود را در برابر قدرت بىمرز خداوند ، در هرآن ، هيچ مىديدند و علم خود را هم با وجود بداء ، جهل مىدانستند ( گو اينكه از برخى روايات به دست مىآيد كه علم آنان - عليهم السّلام - شامل موارد بداء پذير هم مىشود ) .
به عبارت ديگر حضرت امير عليه السّلام در بيان حقايق هستى - از گذشته گرفته تا آينده - فايدهاى نمىديدند . « اگر نازى كند ، از هم فروريزند قالبها . » و بيان مرحوم طباطبائى اگر
هامش
( 1 ) . سورهء « رعد » ، آيه 39 .
( 2 ) . التوحيد ، ص 298 .
( 3 ) . التوحيد ، ص 324 .