شيعه باشد . ( همانگونه كه خود مىفرمود « 1 » ) .
بايد گفت : اينكه وصول به كمال ، از راهى جز ولايت ، محال است ، كاملا صحيح است ، اما نه مطالب موجود در نوشتههاى ابن عربى تشيع وى را حقيقة اثبات مىكند ، و نه نبوغ و عظمت بىنظير علمى وى ، به معناى « كمال » است . و شرح اين دو جمله ، رسالهء ويژهاى مىطلبد .
البته شايد مرحوم قاضى از راههاى ديگر - غير از آنچه به ايشان نسبت داده شده - به تشيع ابن عربى معتقد شدند ؛ و اللّه العالم .
26 . استاد امجد : علّامه طباطبائى : دو نفر با اينكه اطلاعات بسيارى داشتند ، اما خيلى نفهم بودند ؛ يكى شهرستانى - صاحب الملل و النحل - و ديگرى [ . . . ]
27 . استاد يحيى انصارى : آية اللّه طباطبائى مىفرمود : « ممكن است خداوند سعدى شيرازى را براى سرودن اين بيت :
همه هرچه هستند از آن كمترند * كه با هستىاش نام هستى برند
بيامرزد . »
حضرت آية اللّه قاضى نيز دربارهء سعدى مىفرمود : « سعدى مردى حكيم و دانشمند بوده است ، [ امّا ] در اشعار وى بويى از عرفان به مشام نمىرسد و [ اشعارش ]
مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
« 2 » [ - از آنچه نام خداوند بر آن ياد نشده ] است ؛ تنها يك غزل او شيرين و آبدار است ؛ آنكه با بيت
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
آغاز مىشود . » « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 342 .
( 2 ) . سورهء « انعام » ، بخشى از آيه 121 .
( 3 ) . اسوهء عارفان ، ص 79 ( به نقل از توحيد علمى و عينى ) .