بود ، نيز به حافظ عنايت ويژهاى داشت و هماره قرآن كريم و ديوان حافظ با او بود و گاهى به آن ديوان تفأل هم مىزد . « 1 »
21 . از دو تن از شاگردان و مريدان حضرت علّامه طباطبائى - قدس سره - شنيدم كه آن دو ، خود از مرحوم علّامه دربارهء جايگاه معنوى شاگردشان ، جناب آقا خوشوقت ، شنيدند كه فرمود : « انصافا ايشان مسلّط بر كار است . » و « سوار بر كار ( سلوك ) است . »
22 . علّامه طباطبائى به آية اللّه مصباح فرمود : « تو در ميان شاگردانم ، همانند انجير هستى كه همه چيز آن قابل استفاده است و چيزى از آن ، دور ريخته نمىشود . » و وقتى استاد مصباح اولين تأليف خود را به نام خودشناسى براى خودسازى به علّامه تقديم مىكند ، ايشان پس از مطالعهى آن مىفرمايند : « تو خيلى از مطالب را رندانه در اين كتاب آوردهاى ! » « 2 »
23 . حجة الاسلام تحريرى : مرحوم آية اللّه ميلانى اهل ذوق بود . روزى از مرحوم علّامه خواست تا يكى از شاگردان خود را براى جلسات انس و معنى معرفى كند . علّامه طباطبائى جناب آقا امجد را معرفى كردند . يادم است كه آية اللّه ميلانى از جناب آقا امجد در آن مجلس خواست كه اشعار باباطاهر را بخواند .
بعدها دربارهء آقا امجد از علّامه پرسيدم ؛ فرمودند : « ايشان قوى است . »
24 . حجة الاسلام ضرابى : در مجمع نقد و بررسى آثار دكتر على شريعتى كه به هريك از شاگردان كتابى واگذار شد ، خود علّامه هم كتاب كوير او را مطالعه و بررسى فرمودند و اظهار داشتند : « كتاب كويرش را خواندم ؛ هجده اشكال اصولى دارد . »
25 . حضرت علّامه طباطبائى - رضوان اللّه عليه - با اينكه احيانا نقدى هم بر سخنان محيى الدين ابن عربى داشت ( مانند اينكه مسألهء خلود را آنگونه كه ابن عربى
هامش
( 1 ) . آيت عرفان ، ص 145 .
( 2 ) . حقيقت شرق ، ص 49 ( به نقل از مجتبى مصباح ) .