تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ز مهر افروخته ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
بيان كرده ، نمىپذيرفتند . ) « 1 » اما مىفرمودند : « برخى سخنانش دقيق است . » « 2 » و حتى شهيد مطهرى ، جملهء بسيار شگفتى از علّامه نقل كرده است ؛ مىگويد ؛ علّامه طباطبائى مىفرمايد : « اصلا در اسلام هيچ‌كس نتوانسته است يك سطر مانند محيى الدين بياورد . » « 3 » با همهء اين مدح‌ها از مقام علمى او ، مىفرمود : « چگونه مىتوان ابن عربى را اهل طريق دانست با آن‌كه متوكل [ عباسى ملعون ] را از اولياى خدا مىداند ؟ ! » و در پاسخ شاگردى كه احتمال مستضعف بودن ابن عربى را مىدهد ، لبخند منكرانه‌اى زده و فرمودند : « آخر ابن عربى [ با آن پايه‌ى دانش ] مستضعف است ؟ ! » « 4 » گفتنى است كه حضرت امام خمينى - رضوان اللّه عليه - نيز دربارهء ابن عربى نظرى مشابه نظر علّامه داشتند ؛ بدين‌معنى كه در نشان دادن مقام علمى وى ، از او به عنوان « شيخ محقّق » « 5 » و « شيخ عارف » « 6 » ياد مىكنند و مىنويسند : « نه از فتوحات ، فتحى [ برايم ] حاصل [ شد ] و نه از فصوص الحكم ، حكمتى دست داد ، چه رسد به غير آنها كه خود داستانى غم‌انگيز دارد . » « 7 » و پيداست با اين جمله ، چه مقام بلندى در علم براى او قائلند ! ايشان در نامه‌اى هم كه به گورباچف نوشتند از ابن عربى تعبير به « بزرگمرد » كرده‌اند ، « 8 » اما هيچ كجا براى وى « طلب رحمت از خدا » نكرده و حتى كلمهء « مرحوم » را همراه نام او ننموده‌اند . ( با اين‌كه هنگام نام بردن از بزرگان شيعه ، در آثار و بيانات خود ،
هامش
( 1 ) . جرعه‌هاى جانبخش ، ص 316 ( به نقل از مجله شاهد ؛ و اين منبع از زبان عبد اللّه جوادى آملى ) . ( 2 ) . سيد عبد اللّه فاطمىنيا . ( 3 ) . مجموعه آثار مرتضى مطهرى ، ج 9 ، ص 194 . ( 4 ) . روح مجرد ، ص 436 . ( 5 ) . چهل حديث ، ص 329 . ( 6 ) . آداب الصّلاة ، ص 343 . ( 7 ) . باده عشق ، ص 11 . ( 8 ) . آواى توحيد ، صص 12 و 18 و 19 .