تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ز مهر افروخته ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
تصرف روحىاش ، محضر او را ترك مىكنند . " » « 1 »
ترى المحبّين صرعى فى ديارهم * كفتية الكهف لا يدرون كم لبثوا ! دوستان ( خدا ) را در سرزمين محبت ، * درست مانند اصحاب جوانمرد كهف كه مدهوش و بىهوش و افتاده بودند ، مىبينى * كه نمىدانند چه مدت در آن‌جا افتاده‌اند !
3 . علّامه طباطبائى : « آية اللّه قاضى مىفرمودند : " شبى در مسجد كوفه ، ذكر دروديوار را مىشنيدم ؛ به طورى كه آن شب خوابم نبرد . " » « 2 » بايد افزود كه اين اتفاق به‌ظاهر در اوايل سلوك مرحوم قاضى بوده است ؛ و گرنه گوش ايشان و ديگرانى كه به چنان مقاماتى مىرسند ، به شنيدن اين نواها و تسبيحات به سرعت خو گرفته و عادت مىكند . 4 . آية اللّه طباطبائى : مرحوم آقا قاضى مىفرمود : « من از باباطاهر تعجب مىكنم كه در شعرش چنين سروده :
يكى درد و يكى درمان پسندد * يكى وصل و يكى هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران * پسندم آنچه را جانان پسندد
چه‌طور باباطاهر گفته است : " اگر جانان ، هجران را پسندد ، من هم آن را مىپسندم . " ؟ ! چگونه انسان مىتواند اين را بپذيرد ؟ ! عاشق بر هر چيز صبر مىكند اما بر فراق ، صبر نمىتواند كرد . مولا على عليه السّلام در دعاى كميل مىفرمايد : " مولا و آقاى من ! گيرم بر عذاب تو صبر كنم ؛ بر دورى تو چگونه شكيبا باشم ؟ ! " » « 3 » 5 . علّامه طباطبائى : « من در نوجوانى خيلى به منزل آية اللّه سيد احمد قاضى ( برادر آية اللّه سيد على قاضى ) رفت‌وآمد مىكردم و بيشتر روزها در خانهء ايشان مانده و از مهمانان و مراجعان پذيرايى مىكردم .
هامش
( 1 ) . در آسمان معرفت ، ص 106 . ( 2 ) . همان ، صص 138 و 139 ( پاورقى ) . ( 3 ) . همان ، صص 122 و 123 .