چنين جملات و كلماتى به كار بردهاند . ) اينها همه نشان از اعتقادشان به بزرگى ابن عربى در علم ، در عين سنّى بودن وى ، است و حتى به صراحت فرمودهاند : « مرحوم قاضى سعيد قمى - رحمة اللّه عليه - در شيعه ، مانند ابن عربى در ميان اهل سنت است . » « 1 »
و در ذو القعدهء 1420 از دوستى پاكستانى خواستم از بقيّة الاوليا ، حضرت آية اللّه بهجت - دام ظله العالى - دربارهء ابن عربى بپرسد . و آن دوست خبر آورد كه هنوز پرسش از ناحيه من كاملا صادر نشده بود كه حضرت مسئول فرمودند : « در همان هند و پاكستان خودتان افرادى نيستند كه رياضت مىكشند و به جايى مىرسند و مىتوانند كارهايى انجام دهند ؟ ! . . . بههرحال ، هررياضتى اثرى دارد ، اما مذهب اهل البيت عليهم السّلام همهء آنها را داراست و فوق همهء آنهاست . » و با اين پاسخ ، روشن شد كه ايشان نيز ابن عربى را شخصى مرتاض و سنى مىدانند كه در اثر رياضت به جايى رسيده بود .
فقيه عارف ، حضرت آية اللّه كشميرى نيز از ابن عربى به بزرگى ياد مىكردند و در مكاشفهاى وى را با رأسى بزرگ ديده بودند . حضرت آية اللّه جوادى نيز مىفرمايد : « پس از ابن عربى ، هرچه در زمينهء معارف و اسرار ، به تازى و پارسى يا نظم و نثر ، تصنيف يا تأليف شده است ، نسبت به نوشتههاى او ، " چو شبنمى است كه به دريا كشد رقمى " » ! « 2 »
مىماند كلام مرحوم قاضى كه ابن عربى را از كاملان مىدانست « 3 » و از آنجا كه كمال در باور ايشان - و حقيقة - تنها از راه « ولايت » به دست مىآيد ، « 4 » پس محيى الدين بايد
هامش
( 1 ) . برداشتهايى از سيره امام خمينى ، ج 5 ، ص 77 ( به نقل از محمد محمدى گيلانى ) و رك به : اسم مستأثر در وصيت امام و زعيم اكبر ، ص 48 : « امام ، قاضى سعيد را از نظر عرفان ، عدل محيى الدين مىدانستند . »
( 2 ) . سرّ الصّلاة ، ص 25 ، ( مقدمهء عبد اللّه جوادى آملى بر كتاب ) و نيز رك به : آواى توحيد ، ص 78 .
( 3 ) . روح مجرد ، ص 342 .
( 4 ) . همان ، ص 343 .