پند درختانِ وَرس
اين قصيده تقريبا در سال 1330 شمسى در روستاى « زان » ( دهى از دهستان آبرود در حَومه شهرستانِ دماوند ) زير درختان « ورس » ، به فارسى سره سروده شد
گذر ز دانه و دام جهان و خويش مباز * كه مرغ با پر آزاد مىكند پرواز
به كوهپايه « زان » بامداد با ياران * - كه دور باد دل پاكشان ز سوز و گداز - 1
چه گويمت كه چه مىگفت باد مُشكافشان * كه مىگشود به گفتار خود هزاران راز
ز من نيوش و مياسا در اين دو روز جهان * كه پيش روى تو راهىست ، سخت دورودراز 2
درختهاى كهنسال « ورس » بر سر كوه * كه ديدهاند به دامان كوه بس تك و تاز 3
به گوش هوش شنيدم كه دوش مىگفتند : * - كه همچو نالهى نَى بودشان نوا و نواز : 4
« بسى دميده در اين جويبار سبزهء نغز * بسى شكفته در اين بوستان شكوفهء ناز
بسى چميده در اين كوهسار كبكِ دَرى * بسى رميده به آن آهوان مُشكانداز 5
بسى گذشته از اين شاهراه راهروان * كه بود بادِ بياباننَوردشان دمساز