تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ز مهر افروخته ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

خودم را بياندازم و بگذرم

گر از بىنوايى به خاك اندرم * گداى در اويم و سرورم 1 و گر جان شيرين بوَد تلخكام * پس پرده جانىست شيرينترم جوانى گذر كرد - يادش بخير ! - * گذر كرد بر دل ، بزد آذرم 2 دريغا نهالى كه تا سبز بود * خنك سايه‌اى داشت بر پيكرم همه خرّمى بود جان و دلم * همه آرزو بود سرتاسرم دريغا چه بىمهر بوده است عمر * كه بگذشت چون نفحهء خاورم ! 3 شَميم وفا از گُلى نَشنَوَم * چو بر گلسِتان جهان بنگرم 4 از اين روى در باغ سرسبز دل * نهال اميد تو مىپرورم من آن دم‌خورم ميوهء آرزو * كه اين جان به آن جان خود بسپُرم چو پروانه از شوق ديدار شمع * خودم را بياندازم و بگذرم